هنرِ هنر اومانیستی؛ «حیازُدایی» از جامعه

آخر تاریخ هنری که در آن الگو اصلی برای مجسمه سازان، پیکرتراشی های برهنه محور میکلانژ ـ آنهم با آن نگاه حیازُدا از جامعه مسیحیت ـ است، می تواند هنرمند مجسمه ساز و پیکرتراش با حیا و عفیف تربیت کند؟ و یا آیا مکتب های نقاشی و طراحی که در آن اصالت بر انسان مادی است، می تواند بیان کننده معنویت و الوهیت باشد؟

کد خبر: 6908
تاریخ انتشار : فروردین ۱۸, ۱۳۹۳

bi sherafati

کدام «مراکز تربیت هنرمند»؟

گرچه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، تعریف مردم مسلمان و انقلابی از «هنر» تغییر کرد و هنر تجلی دهنده حق و حقیقت معنی شد؛ ولی به این دلیل که مراکز تربیت هنرمند به این تعریفِ جدید گردن نگذاشتند، هنر اومانیستی و دنیاگرایانه همچنان در صحنه جامعه باقی ماند.

در واقع مراکز دانشگاهی و حتی هنرستان ها در آموزش به هنرجوها و هنرآموزها همان مطالبی را ارائه می کردند که «هنر برای هنر» بود و اساسش اصالت لذت جویی و شهوت. یعنی اساتید رشته های مختلف هنری از نقاشی، گرافیک، مجسمه سازی و موسیقی گرفته تا کارگردانی و بازیگری، دروسی را تدریس کرده و متاسفانه همچنان می کنند که  مبنایش هنر با تعریف اومانیستی، و در تضاد با توحید است.

74bf36c15bc781c00d9ed1123610ba80

 در نتیجه خروجی این مراکز هم هنرمندانی شد که مبنای تفکرشان توحید و معارف الهی نبود؛ و اگر هم هنرمندی می خواست که برخلاف جریان شنا کند و «هنر متعهد» تولید کند باید با انگیزه های شخصی و مطالعات فردی به شناخت و مرحله تولید اثر هنری عفیفانه برسد.

 Tourists admire the statue of David by Michelangelo in the Galleria dell' Academia.

آخر تاریخ هنری که در آن الگو اصلی برای مجسمه سازان، پیکرتراشی های برهنه محور میکلانژ ـ آنهم با آن نگاه حیازُدا از جامعه مسیحیت ـ است، می تواند هنرمند مجسمه ساز و پیکرتراش با حیا و عفیف تربیت کند؟ و یا آیا مکتب های نقاشی و طراحی که در آن اصالت بر انسان مادی است، می تواند بیان کننده معنویت و الوهیت باشد؟

البته درد اصلی اینجاست که در طول این سال ها حتی سعی نشده در میان منابع درسی در هنرستان ها و دانشکده های هنر کتاب هایی چون «زیبایی و هنر در دیدگاه اسلام» علامه محمدتقی جعفری، «موسیقی در اسلام» شهید دکتر بهشتی، «حلزونهای خانه به دوش» و «آئینه های جادو» های شهید سیدمرتضی آوینی و… گنجانده شود.

و یا اینکه اساتید دانشگاه ها حتی دانشجویان شان را به آثار فکری علمایی چون «حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی» در زمینه هنر اسلامی ارجاع نمی دهند!. گرچه در این زمینه حرکت های فردی و شخصی دیده می شود که قطعا تا تبدیل شدن آن به یک جریان همه گیر فاصله زیادی است.

به نظر می رسد برای اصلاح وضعیت هنری که در آن «سکس»، «سکولاریسم» و «خشونت» حرف اول را می زند، عوض کردن مبناهای تفکری، تنها راه حل باشد. حرکتی که در آن با دادن آگاهی و معرفت به هنرجوها و هنرآموزها، زمینه برای بیداری فطرت آنها ایجاد شود.

آنچنان که آیت الله جوادی آملی در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۹۱٫ش در جلسه تفسیر قرآن شان در مسجد اعظم قم درباره «هنر اسلامی» فرمودند:

«هنر سینما و فیلم که از حس به خیال و از خیال به حس [می رود]، دور باطل است. این هرگز هنر اسلامی نخواهد شد. این هنر نازل است و سرگرمی است. یک وقت هنر معقولاتی عالیه دارد و این معقولات را در حوزه متخیله خود کارگردانی می کند… خیال آن را شفاف و گردگیری می کند و این می شود «هنر اسلامی»… اگر سینما بخواهد و فیلم بخواهد اسلامی و عقلی شود  ـ که شدنی است ـ ، اول باید معارف را هنرمند بداند. که انسان از کجا آمده و به کجا می رود[۱]…» 

M

وقتی مبناها توحیدی شد، قطعا آثار هم توحیدی، عفیفانه و متعهدانه می شود. کاش این حقیقت بی بدیل را ارباب مراکز هنری می فهمیدند!. گرچه این ارباب! مراکز هنری اگر هم نخواهند که بفهمند راه هایی برای تربیت هنرمندان متعهد و اسلامی هست…

در مطلب بعدی به معرفی هنرمندانی خواهیم پرداخت که این دغدغه و تعهد را دارا هستند.

کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب


[۱] -مراجعه شود به سایت حضرت آیت الله جوادی آملی و یا سایت «جهان نیوز»، مورخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۱

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.