کدام هنر؛ کدام هنرمند

تا حالا شده که از رفتن به یک نمایشگاه نقاشی پشیمان شده باشید؟ و یا شده بعد از دیدن یک فیلم روشنفکری نسبت به سازنده آن فیلم به خاطر توهین هایی که به عقاید و باورهایتان کرده لعنت بفرستید، و از هدر رفتن وقت و پول و اعصابتان شدیدا شاکی شده باشید؟ شده با شنیدن […]

کد خبر: 6896
تاریخ انتشار : فروردین ۱۸, ۱۳۹۳

تا حالا شده که از رفتن به یک نمایشگاه نقاشی پشیمان شده باشید؟ و یا شده بعد از دیدن یک فیلم روشنفکری نسبت به سازنده آن فیلم به خاطر توهین هایی که به عقاید و باورهایتان کرده لعنت بفرستید، و از هدر رفتن وقت و پول و اعصابتان شدیدا شاکی شده باشید؟

شده با شنیدن یک موسیقی غنائی، آنهم با یک شعر سیاه و بی مایه در یک تاکسی عصبی بشوید؟ و یا شده که وسط اجرای یک نمایش روی صحنه به خاطر رفتار و گفتار دور از شرم و حیای بازیگران تئاتر از سالن خارج شوید؟

می دانیم که این اتفاقات بارها و بارها برای بسیاری از متدینین علاقمند به هنر افتاده و همچنان هم می افتد. اما چرا بخشی از فیلمنامه نویسان، کارگردانان، نقاشان و موسیقی دانان ما اینقدر نسبت به مبانی دینی دور هستند و آثارشان ضد احکام دین، حیا، عفاف و معارف الهی است؟

شاید لازم باشد برای نزدیک شدن به پاسخ این سوال، اول به سوالاتی چون «کدام هنر؟»، «کدام هنرمند؟» و «کدام مراکز تربیت هنرمند؟» پاسخ بدهیم…

 2ega8no

کدام «هنر»؟

آیا تعریف هنر در انقلاب اسلامی با تعریف هنر در غرب تفاوت دارد؟

تا قبل از قرن ۱۴ میلادی هنر و ادبیات، تقریبا در تمامی نقاط جهان در خدمت دین و متبلور کننده «زیبایی» های خلقت خداوندی بود. اما با شروع دوره رنسانس در اروپا، جنبش ادبی ـ هنری ای به وجود آمد که خواهان بازگشت به میراث ادبی ـ هنری روم باستان بود. این جنبش اساس ادبیات و هنر را بر محور شدن انسان در برابر محور بودن «خداوند» قرار داد و به این شکل مکتب ادبی ـ هنری و سپس فکری «اومانیسم» در اروپا سیطره پیدا کرد.

بعد از ورود استعمارگران اروپایی به کشورهای آفریقایی و آسیایی، تاثیرگذاری فرهنگی و سپس سلطه فرهنگی آنها بر کشورهای مستعمره و یا نیمه مستعمره آغاز شد و به این ترتیب مفاهیم و مبنای بسیاری از علوم از جمله هنر، ادبیات، تاریخ، حقوق و… در تمام این کشورها از جمله «ایران» تغییر کرد.

و اینگونه در دوره قاجار و سپس دوره پهلوی، «هنر» تعریفی کاملا غربی پیدا کرد، و بین آن با دین و معارف الهی فاصله عمیقی ایجاد شد. اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، امام عزیز(ره) که مردم را به بازگشت به خویشتن و یافتن فطرت الهی می خواند؛ تعریف جدیدی از هنر را ارائه کرد.

 4444

امام «هنر» را ابزاری در خدمت اسلام و برای «تهذیب نفس» انسان ها معرفی کرد و فرمود:

«اینها مامور بودند از طرف غیر که وطن را به این حال درآوردند و «ماموریت برای وطن» داشتند. اینها را منقلب کردند به چیزی که برخلاف بود. حالا از این به بعد باید همه اینها یک دستگاه پرورش باشد، یک دستگاه آموزش باشد. رادیو همینطور، تلویزیون همینطور، تئاتر همینطور، همه اینها… اسلام با خود اینها مخالف نیست، اسلام می خواهد اینها را مهذّب کند. یعنی در خدمت اسلام، در خدمت تربیت جوان ها قرار بدهد.»

و به این ترتیب هنر وسیله ای شد برای یادآوری «عهد ازلی» بشر با خداوند متعال، و علما هم در این زمینه شروع به تبیین دیدگاه اسلام نسبت به هنر و هنرمند کردند.

علامه ها چه کسی را هنرمند متعهد و نجیب می دانند؟

5577_119

مثلا علامه «محمدتقی جعفری» درباره تعریف هنر به ویژه هنر متعهد، نظرات بسیار مهمی ارائه کردند. ایشان در کتاب «زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام»، صفحات ۲۹ و ۳۰ «هنر پیشرو و متعهد» را اینگونه تعریف می کنند:

«منظور از هنر پیشرو، تصفیه واقعیات جاری و استخراج حقایق ناب از میان آنها، و قرار دادن آن در مجرای حیات معقول با شکل جالب و گیرنده می باشد… ما این هنر را جلوه گاه تعهد و به وجود آورنده آن را هنرمند متعهد می نامیم.»

در این تعریف علامه اصل را بر استخراج حقیقت از واقعیت، و نمایش آن به شکل زیبا بیان کرده اند.

یعنی براساس آن سینماگر اگر تنها در فیلمش سیاهی های مربوط به مثلا موضوع خیانت را بیان کرد، ولی حقیقت وفاداری و زیبایی آن را نشان نداد؛ قطعا هنر متعهد تولید نکرده است.

 1795_821

به علاوه مقام معظم رهبری هم در تبیین معنای هنر دینی فرمودند:

«هنر دینی‌ آن‌ است‌ که‌ بتواند معارفی‌ را که‌ همۀ‌ ادیان‌ ـ و بیش‌ از همه‌، دین‌ مبین‌ اسلام‌ ـ به‌ نشر آن‌ در بین‌ انسان ها همت‌ گماشته‌اند و جان های‌ پاکی‌ در راه‌ نشر این‌ حقایق‌ نثار شده‌ است‌، نشر بدهد، جاودانه‌ کند و در ذهن ها ماندگار سازد. این‌ معارف‌، معارف‌ بلند دینی‌ است‌؛ این ها حقایقی‌ است‌ که‌ همۀ پیامبران‌ الهی‌ برای‌ آوردن‌ آنها به‌ میان‌ زندگی‌ بشر، بارهای‌ سنگینی‌ را تحمل‌ کردند.» (بیانات در دیدار با اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه، مورخ ۱ مرداد ۱۳۸۰٫ش)

 

آنوقت براساس این تعریف ها :

 –  آیا برای تولید «هنر دینی» راهی جز شناخت عمیق از معارف الهی وجود دارد؟

–  آیا هنرمندی که قرار است آثارش روح دینی داشته باشد می تواند بدون شناخت کتاب خدا، کلام و سنت پیامبر و خاندان او ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ، وارد این عرصه شود؟

–  و مهمتر از همه اینکه آیا هنری که در خدمت معارف الهی و تهذیب نفس مخاطب نباشد را اصلا می شود «هنر» خواند؟

–  و به وجود آورندۀ آن اثر غیرالهی را می توان «هنرمند» خواند؟

–  آیا آنکه بر طبل نفسانیات و شهوت و یا بی بندوباری می کوبد و آثار نقاشی، سینمایی، تجسمی، موسیقی و… خود را «هنری» می خواند را می توان جزء هنرمندان دانست؟

احتمالا اگر هم بخواهیم به آثاری این چنین، هنری بگوییم چاره نداریم الّا اینکه آن را «هنر اومانیستی» و یا حتی «هنرشیطانی» بنامیم.

         اما ما به دنبال تولید «هنری عفیفانه و متعهدانه» در مسیر بازگشت به فطرت الهی هستیم…

اینکه چگونه مراکز و مبانی می توانند هنر عفیفانه تربیت کنند، موضوعی است که در مطلب بعدی به آن خواهیم پرداخت.

منابع:

۱-صحیفه امام، جلد ۶، ص ۴۷۶، در دیدار فرهنگیان قم، مورخ ۱۵ فروردین ۱۳۵۸٫ش

۲-«زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام»، علامه محمدتقی جعفری، نشر موسسه آثار علامه جعفری، چاپ ۱۳۸۱٫ش، ص ۲۹ و ۳۰

۳-«واژه نامه فرهنگی، سیاسی»، شهریار زرشناس، نشر کتاب صبح، چاپ اول ۱۳۸۲٫ش، ص ۵۳ و۵۴

 کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.