چادر بد، کروات خوب؟
۲۲ دی ۱۳۹۲

شهید نواب صفوی:«… به هوش بیایید و از خواب بیدار شوید. آگاه باشید که هر آنچه از غرب آمده است، الزاماً صحیح نیست. آگاه باشید که استدلال غرب، سست و نامفهوم است. غرب با کراوات، گردن های شما را بسته است! اگر در این مطلب با دقت توجه کنید، در می یابید که غرب می خواهد با آن، شما را به دار بکشد و خفه کند!»

یکی از نماد های ضد ارزشی که قبل از پیروزی انقلاب نمادی از تمدن غرب و طاغوت بود، استفاده از کروات در اماکن و محافل عمومی توسط مردان بود که با پیروزی انقلاب اسلامی به حاشیه رفت و کم کم از پوشش مردان حذف شد و جامعه با آن به عنوان پدیده ای ضد فرهنگی و غربی برخورد کرد ،اما متاسفانه در چند سال اخیر و با شروع پروژه تهاجم فرهنگی غرب علیه ایران، این نماد ضد ارزش یک بار دیگر با رنگ و لعاب تجدد وارد برخی از مشاغل شد، به طوریکه در برخی مراکز غیر دولتی، شرکت ها و بیمارستان های خصوصی و…. دوباره شاهد آن هستیم، به گونه ای که به عنوان یک لباس رسمی و فرم اداری کارکنان ملزم به استفاده از آن هستند. و این داستان در مورد خانم ها نیز به مصداق دارد به گونه ای که در بعضی مراکز خصوصی شاهد منع استفاده از حجاب چادر، به علل گوناگون و بهانه های واهی هستیم، از جمله اینکه چادر  برای بانوان در محافل عمومی موجب کسالت وکم شدن روحیه نشاط است، و باید پوشش جدید، مانند مانتو و کت و دامن با رنگ‌های متنوع، جایگزین چادر شود، و نکته مهم و قابل تأمل در اینجا تأکید مدیران و مسئولان این مراکز خصوصی  به ظاهر شکیل، زیبا و همراه با آرایش کامل و استخدام خانم هایی با روابط عمومی بالا و ظاهری آراسته است که جای تأسف دارد.

si1KCm_535

جدای از پدیده شرکت ها و مؤسسات خصوصی ذکر شده مع الاسف شاهد این هستیم که در خیلی از مهمانی ها و مراسم های عروسی و خانوادگی نیز این امر به شدت رو به گسترش است به گونه ای که اگر فردی از کروات استفاده نکرده باشد متهم به عقب افتادگی و بی کلاس بودن می شود، غافل از این امر که وقتی مستکبران و استعمار گران غربی می توانند از یک جامعه بهره کشی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بکنند که به آن جامعه از درون نفوذ کنند و آرام آرام اعتقاداتشان را محو و سپس متلاشی کنند، آنگاه میتوانند جامعه ای مطابق میل خود و تهی از فرهنگ و هویت بسازند تا مانند برده ای رام و مطیع، آن ها را در رسیدن به اهداف و سیاست های چپاولگرانشان یاری کنند، چرا که استعمارگران غرب و شرق به اهمیت فرهنگ و اعتقادات پی برده اند و به خوبی می دانند که آن چیزی است که به یک ملت اصالت می دهد، فرهنگ و اعتقادات است که آنها را در برابر هرگونه تهدید خارجی مقاوم می کند، مشتی محکم میشود و بر دهان متجاوز میکوبد، طوفانی از غیرت می شود و آرزو های خام دشمن را ویران می کند، در برابر هجمه بیگانگان همانند سدی محکم می ایستد، جانش را فدا می کند تا خاکش و ناموسش قربانی نشود، با افتخار جام شهادت می نوشد و قلبش به عشق رهبر و امامش میتپد، و… این آن چیزی که دشمن از آن هراس دارد و با تمام جدیت سعی در نابود کردن آن دارد، و اولین قدم در این راستا تغییر ظاهر است، آنگاه که ظاهرمان شبیه غربی ها شد و مرعوب و شیفته ظاهر آنها شدیم وخودمان را شبیه آنها کردیم دیگر هیچ مقاومتی در برابر فرهنگ تحمیلی آنها بر خودمان نداریم و به راحتی آن میشود که نباید… ملتی وامانده و جامانده از اصل…

imag21es

پشت پرده رواج فرهنگ و لباس غربی چه می گذرد:

کورزن ، سیاستمدار انگلیسی می نویسد: ایرانیان که مردمی نیک ممتازند و از روزگاران بسیار دراز، فرمانروا ودارای زبان، دین، عادات و شخصیت مخصوص به خود بوده اند، دلیلی ندارد استقلال خویش را از دست بدهند و به فرمان دولتی بیگانه گردن نهند. اصلاح ایران در ظرف ده سال میسر نخواهد شد ، ولی اگر پزشک صبر داشته باشد، بیمار قابل علاج است. همچنین چرچیل وزیر مستعمرات می نویسد: انگلستان در امور ایران مستقیما دخالت نکند ولی بوسیله عمال بومی با نقاب وطن پرستی ، مقاصد خود را از طریق سیاست معروف invishble penetration ( نفوذ نامرئی) اجرا نماید و برای زمینه سازی کشف حجاب، اقدامات زیر صورت بگیرد :

۱- آوردن زنان اروپایی به ایران و حرکت دادن آنها در شهر ها به صورت بی حجاب

۲- آزادی اقلیت های مذهبی در پوشیدن لباس

۳- استفاده از مراکز تعلیم و تربیت به سبک اروپا

۴- وضع قوانین غیر شرعی

۵- متحد الشکل کردن لباس و رواج پوشاک اروپایی

و چه نیکو امام امت حضرت امام خمینی رحمه الله در راستای تغییر لباس و کلاه فرمودند: «… آن هایی که این قدر قوه تمیز ندارند که کلاه لگنی را که پس مانده درندگان اروپاست، موجب ترقی کشور می دانند، با آنها حرفی نداریم که آنها از ما سخن خردمندانه را بپذیرند، که عقل و هوش و حس آن ها را اجانب دزدیدهاند… . مملکتی که با کلاه عظمت برای خود درست می کند یا برایش درست می کنند، هر روزی که کلاهش را ربودند، عظمتش را هم می برند.»

DSC05127

چگونگی ورود کروات به ایران:

در ایران اولین مظاهر استفاده از کراوات، توسط برخی از سرسپردگان روشنفکران غربی و در اواخر دوران قاجار نمایان شد و با تلاش زیاد رضا خان و نیز در حکومت پهلوی دوم، با الگوگیری از غربیان، بعنوان بخشی از لباس به مردم معرفی شد و مورد استفاده برخی نیز قرار گرفت. آن هنگام که رضاخان در اولین و آخرین سفر خارجی خود به ترکیه (۱۲ خرداد ۱۳۱۳) تصمیم گرفت با زور، اسباب ترقی و شبیه شدن ایران را به ممالک غربی فراهم سازد، و کشف حجاب را از مهمترین اهداف حکومت خود برشمرد، که اعتراض مردم و علما را در پی داشت، از جمله ی این حرکت ها و اعتراض ها، می توان به قیام مردمی مسجد گوهر شاد علیه برخوردهای ضد فرهنگی رضا خان (کشف حجاب) اشاره کرد، (۲۱ مرداد ۱۳۱۴)، البته حرکت های تدریجی دولت سرانجام به اعلام رسمی کشف حجاب در هفدهم دی ۱۳۱۴ منجر شد، ولی مجاهدت علما و خون‌های مظلومانه ریخته شده شهدای مبارزه با کشف حجاب رضاخانی باعث شد این قانون اسلام ستیزانه و غیر عاقلانه که مغایر با فطرت انسان های پاک بود، در طول زمان ابتر شود.

آن‌ها خواهان غربی شدن از فرق سر تا نوک پا بودند، با این تصور ساده دلانه که دامن کوتاه و کلاه شاپو و کروات ما را همانند جوامع غربی به پیشرفت می‌رساند! غافل از اینکه این ورطه مردابی ست که غرب برایمان تدارک دیده است تا به دست خود غیرت و تدین را قربانی کنیم و در مرداب بی فرهنگی و بی هویتی دست و پا بزنیم.

 

منشأ شکل گیری کراوات[۱]:

در پاسخ به این پرسش که منشأ شکل گیری کروات از کجا بوده پنج نظریه بیان شده است:

۱- روم قدیم: این نیز دو گونه توجیه شده است: الف: رومیان قدیم برای متمایز شدن اسب های ممتاز، پارچه ای به گردن آن ها می آویختند، سپس اشراف روم به گردن خودشان نیز آویختند تا از دیگران ممتاز باشند.

ب: رومیان قدیم برای حفاظت از سرماخوردگی پارچه ای به گردن می آویختند.

۲- صلیب: مسیحیان ابتدا خود صلیب را به گردن می آویختند؛ به ویژه «خاچ گردن» در میان «ارتودکس» ها شهرت تاریخی دارد. امروز هم آویزۀ صلیب تا حدودی رایج است. بر این اساس می گویند کراوات برگرفته از صلیب گردن است.

۳- قوم و مردم کرواسی: می گویند کراوات کلمه ای است عین همان کلمۀ کراوات که نام مردمان بخشی از یوگوسلاوی سابق است؛ آنان پارچه ای را به عنوان گردن آویز به کار می بردند که از دیگر اقوام متمایز شوند.

۴- هخامنشیان: ایرانیان در عصر هخامنشی در دو طرف شنل (در روی سینه) دو تکه پارچه تعبیه می کردند و آن دو را به هم گره می زدند که هنگام سواری یا وزیدن باد، شنل از دوش شان نیفتد.

۵- نماد: کراوات همان بعل است که نماد کابالیسم است.

بررسی و تحلیل مسأله: آنچه صحیح است همین مورد اخیر است؛ و ردیف های چهارگانۀ دیگر، با هیچ دلیل تحلیلی سازگار نیستند. کراوات با ویژگی های پنجگانه ای که به شرح رفت، نه از آن پارچه های گردن آویز اسب است و نه از گردن آویزهای اقوام و مردمان مختلف. بلکه یک آویزۀ مستقل، ویژه و مخصوص است که کاربرد هیچکدام از آن ها را ندارد و هیچ هدف حفاظتی مثلاً از گرما، سرما، صدمه و حادثه، در آن نیست.

بنابراین، کراوات نه لباس است و نه بخشی از لباس یا نوعی از گردن آویزهای لباسی، مانند شال گردن و گونه های مختلف پوششی گردن یا سینه باشد.

منشأهای چهارگانه (یا یکی از آن ها) وقتی می تواند صحیح باشد که کراوات تکامل یافته یا تحوّل یافته از آنها باشد، اما می بینیم که هیچگونه رابطه ای میان کراوات با آن چهار چیز نیست. با این همه یقیناً بی علت و بدون فلسفۀ وجودی نیست.

اگر فرضاً کراوات، امروز در اثر تحولاتی که به خود دیده، زیبا باشد، در آغاز به زور فرمان لوئی چهاردهم به گردن عدّه ای آویخته شد. یعنی علاوه بر این که مردم علاقه ای به آن نشان نمی دادند، حتی یک پدیدۀ اجتماعی معمولی هم نبود، بل مولود یک «فرمان» بود. با گذشت زمان و در فرایند «عادت» به تدریج بهره ای از زیبائی اعتباری به خود گرفت. و اگر امروز عدّه ای در آن، زیبائی ببینند بر اساس عادت و اعتبار است.

همین طور است زیبائی کت و شلوار؛ مردمان جهان کت و شلوار را یک پوشش دم بریده، ابتر، و «ضد شخصیت» می دانستند، حتی مردم اروپا (که مبدع کت و شلوار اند)، ابتدا استراتژیست های نظامی لباسهای رایج شوالیه ها و اشراف را، در میدان جنگ، دست و پاگیر دانستند، پس کت و شلوار را برای نظامیان ابداع کردند. با گذشت زمان نظامیان به تدریج در خارج از محیط های نظامی نیز از آن استفاده کردند، رفته رفته مردم نیز از آنان پیروی کردند. و بدین سان کت و شلوار نیز از متعلَّقات زیبائی گشت.

اما دربارۀ کراوات حتی چنین علت و انگیزه ای نیز وجود نداشت، بل که کراوات از تعبیه های مزاحم، وقت گیر، دست و پا گیر، حتی به موقع درگیری ابزاری به نفع دشمن بود که از همان کراوات بگیرد و او را خفه کند.

با این بررسی معلوم می شود که:

کراوات در اصل ماهیت و فلسفۀ وجودی آن، هیچ انگیزه ای از حس زیبا خواهی انسان نبوده است.

حتی آن انگیزۀ نظامی گری که در پیدایش کت و شلوار، و انگیزه های شبیه آن بوده، در کراوات نبوده است.

کراوات در ابتدا نه فقط انگیزۀ شخصیتی نداشت بل که در مقابل اشراف به یک ابزار دمکراتیک تبدیل شد و اشراف و غیر اشراف را در یک شکل قرار داد.

گویند: کراوات پس از آن که با فرمان لوئی چهاردهم پدید گشت، نشان و علامت «تقرّب به دربار» شد و هر کس به مرتبه ای که به دربار مقربتر بود کراواتش به همان میزان بلند تر بود.

اما اگر این سخن صحت داشته باشد، دلیل قوی تری است بر این که علت وجودی آن «نشان» و «آرم» بوده، نه زیبائی. اگر عنصر زیبائی در آن نقش داشته می بایست در آن آغاز نیز مورد استفادۀ مردمی قرار میگرفت، و در هیچ گزارش تاریخی نیامده است که مردم غیر درباری از استفادۀ آن ممنوع بوده اند.

اما این درست است وقتی که یک چیز نشان تقرب به دربار باشد، نشان برتری هم می شود، و این عامل می شود که به تدریج با گذشت زمان مردم به آن بگرایند و عدّه زیادی نیز گرائیدند.

 

 فتوای علما و مراجع در مورد کروات

آیا کروات بستن جایز است؟

آیت‌الله العظمی خامنه‌ای:

به‌طور کلی پوشیدن کروات و دیگر لباس‌هایی که پوشش و لباس غیر مسلمانان محسوب می‌شوند به‌طوری که پوشیدن آن‌ها منجر به ترویج فرهنگ منحطّ غربی شود جایز نیست.

آیت‌الله‌العظمی وحیدخراسانی:

اگر کروات شعار غیرمسلمین حساب شود جایز نیست و اگر شعار نباشد اشکال ندارد

آیت‌الله‌العظمی مکارم‌شیرازی:

در مورد کراوات با توجه به اینکه در عرف کشور ما یک فرهنگ اجنبی محسوب می شود، احتیاط در ترک آن است.

پاسخ به یک شبهه

چرا کروات حرام است؟ فقط به علت اینکه لباس غربی یا شرقی است و باعث ترویج فرهنگ آنان می شود؟ اگر این گونه باشد پس کت و شلوار و انواع لوازم مانند ظروف آشپزخانه و اتومبیل و غذاهایی همچون پیتزا و ساندویچ و لوازم صوتی و تصویری نیز حرام است؟

پاسخ : علت حرمت کراوات به نظر برخی مراجع معظم تقلید، به خاطر حرمت شبیه شدن به کفار است. کروات در حال حاضر و در جامعه امروزی ما یک لباس مخصوص جامعه غربی است که فرهنگی غیر اسلامی دارد. وجه تمایز آن با کت و شلوار این است که این لباس ها در حال حاضر عمومیت یافته و بین همه مسلمانان و کفار مشترک است. این ها از قبیل لباس مشترک محسوب می شود لکن در مورد کروات، حداقل در جامعه متدین ایرانی، هنوز نمادی از فرهنگ غرب شناخته می شود. اجتناب از تشبیه به کفار و هضم شدن در نماد های فرهنگ غرب نیز امری ضروری است، جمله معروفی نزد روانشناسان اجتماعی و جامعه شناسان وجود دارد به این مضمون؛ «بگو چگونه لباس می پوشی تا بگویم چگونه فکر می کنی و چگونه عمل می کنی». پشت این جمله به ظاهر بی ربط حقایق ظریفی در مورد نحوه واکنش وعملکرد انسان ها به ظواهر پیرامون انان نهفته است و تاثیر خزنده و غیر مستقیمی که نحوه پوشش بر نحوه تفکر و عملکرد آدمی ایجاد می نماید.


[۱] سایت بینش نو

کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر:
نام:
ایمیل:

4 نظر برای "چادر بد، کروات خوب؟"