فروشنده، سازنده یا سوزاننده؟

اینکه شخصیت زن روستایی و کم سواد در یک سریال رده چندم ترک، بعد از تجاوز به محض اینکه یک حامی مناسب پیدا می کند از افراد متجاوز شکایت می کند ولی شخصیت رعنا در فیلم فروشنده...

کد خبر: 43767
تاریخ انتشار : دی ۱۱, ۱۳۹۵

سال گذشته فیلم فروشنده در جشنواره ی  کن برنده ی دو جایزه ی مهم شد و در حال حاضر نماینده ی کشورمان و یکی از شانس های اصلی برای دریافت جایزه ی اسکار می باشد. فروشنده فیلمی بحث بر انگیز است و هر کس آن را از زاویه ای می تواند نقد و بررسی کند ولی در این بین انصاف در مورد دیدن نکات مثبت و منفی فیلم مهم ترین قسمت برسی فروشنده باید باشد.

 

داستان

 

داستان فیلم از اینجا شروع می شود که آپارتمانی در تهران در حال فرو ریختن است و ساکنان آن از جمله زوج متاهلی هستند که شخصیت‌های اصلی داستان‌اند، عماد (شهاب حسینی) و رعنا (ترانه علیدوستی)، برای نجات جان خود با عجله در حال فرار از خانه‌اند.

عماد و رعنا مجبور می‌شوند که خانه‌ی تازه‌ای پیدا کنند. آنها سریعاً می‌روند به واحد بزرگ ولی قدیمی خانه‌ ای که در نزدیکی همان ‌محل واقع است. اما ظاهراً ردپای ناخوشایندی از گذشته‌ ی خانه، هنوز باقی مانده. مستأجر قبلی نیمی از اثاثش را جا گذاشته و حاضر نشده که برای بردنشان بیاید. وقتی که علتش را می‌پرسند، در جواب معلوم می‌شود خانم مستأجر ارتباطات غیر اخلاقی زیادی داشته است و به نوعی از آنجا فرار کرده است.

یک روز که رعنا در خانه تنها بوده است کسی وارد خانه می شود و رعنا به تصور این که عماد است شروع می‌کند به حرف زدن، اما عمادی در کار نیست…

شب همان روز عماد به خانه برمی‌گردد و وقتی که از پله‌ها بالا می‌رود، ردپای خونی در راه‌پله‌ها به چشمش می‌خورد و همسرش را در حالی می‌بیند که وقتی زیر دوش بوده، توسط کسی که وارد خانه شده به سرش ضربه خورده البته پس از معاینه مشخص می شود که مشکل دیگری وجود ندارد و رعنا و عماد به خانه بر می گردند ولی ماجرا از همان جا تازه شروع می شود چرا که عماد شروع می کند به گشتن به دنبال مقصر اصلی ماجرا و در نهایت در انتهای فیلم  متجاوز به خانه اش را پیدا می کند و این شخص کسی نیست جز پیرمرد به ظاهر محترمی که شک هیچ کس را بر نمی انگیخت…

 

رفتارهای غیر طبیعی بعد از حادثه

 

در فروشنده انتخاب بازیگران فیلم بسیار جالب و هوشمندانه صورت گرفته است عماد و رعنا در غالب شخصیت های امروزی و روشن فکر تا قبل از اتفاق تلخ، به خوبی ایفای نقش می کنند و بازی ها بسیار روان است ولی متاسفانه بعد از مساله ی تجاوز به خانه و زخمی شدن رعنا رفتارها دیگر خیلی طبیعی نیست. برای مثال وقتی عماد در شب حادثه به خانه بر می گردد در کمال آرامش شروع به پاک کردن خون روی پله ها می کند! این رفتار برای مردی که به زور وارد خانه اش شده اند و همسرش را مورد ضرب و شتم قرار داده اند غیر طبیعی و به نوعی مصنوعی است؛ چرا که حداقل آن شب برای این زوج شبی سخت و همراه با بروز احساساتی مثل خشم و عصبانیت است و به اصطلاح در آن شب چشمی برای دیدن چند لکه ی خون باقی نمی ماند…

در مورد رعنا هم رفتارها خیلی بعد از حادثه ی به آن سنگینی، جالب و باورپذیر نیست؛ برای مثال زنی که یک بار به خاطر عدم توجه به اینکه چه کسی پشت در است و بی توجه در را باز کرده و بلای به آن بزرگی به سرش آمده است، باز همان اشتباه را به راحتی تکرار می کند و به راحتی در را بدون مطمئن شدن باز می کند، در دنیای واقعی یک زن با چنین اتفاقی از ریسمان سیاه و سفید هم می ترسد چه برسد به تکرار یک اشتباه که به نوعی روحش را نابود کرده است!

 

انتخاب هوشمندانه

 

یکی از بازی های بسیار قوی فیلم متعلق به پیرمرد داستان است ( با بازی فرید سجادی حسینی بازیگر با سابقه ی تئاتر ) انتخاب یک پیرمرد با ظاهر کاملا عوام فریب شاید از نظر برخی انتخاب اشتباهی بوده باشد به خاطر احترام به سالمندان و ریش سپیدان، ولی با نگاهی به سابقه ی تجاوز به کودکان و زنان می بینیم که این افراد معمولا از جانب اشخاصی که هیچ ظنی به آنها نبوده و ظاهر بسیار معقولی داشته اند مورد آزار قرار گرفته اند…

از ابتدای ماجرا بعد از تجاوز به خانه ی عماد و رعنا شک ها همه به جوانی که در همسایگی است می رود ولی در واقعیت وقتی در انتها پیرمرد داستان فرد متجاوز از آب در می آید شوک عظیمی به بیننده وارد می شود و او را به چالش می کشاند.

این انتخاب شاید از نظر خیلی ها منصفانه نباشد ولی آمار نشان می دهد که سن و سال هیچ ربطی به میزان خود کنترلی و لزوما پاکی افراد ندارد و انتخاب این پیرمرد در فروشنده  شاید به این خاطر بوده باشد که به نوعی به مخاطب خود هشدار بدهد و او را به چالشی از جنس دنیای واقعی بکشاند.

 

انتقاد سازنده یا سوزاننده

 

از ابتدای فیلم فروشنده ما با فضایی پر از استرس مواجه هستیم خانه ای که در حال ویرانی است و باید به سرعت تخلیه شود ، ورود به خانه ای عجیب که پیشینه ای نامشخص و غیر معمول دارد، تجاوز به خانه ی جدید و… این فضا ها باعث شده است که فیلم فروشنده فیلمی با استرس بالا برای مخاطب خود باشد .

متاسفانه این استرس تا آخر فیلم نه تنها کم نمی شود که تا لحظه ی آخر ادامه پیدا می کند و باعث می شود حال بد در مخاطب باقی بماند که این نکته ی خوبی برای فیلمی که قرار است پیامی داشته باشد نیست.

گفتن جملاتی مثل اینکه “کاش این شهر و خراب کنند و از نو بسازند” و… نشان از فضایی غیر قابل بازسازی و بسیار تیره دارد و این دیگر کار کارگردان را از یک انتقاد ساده گذرانده و نشان دهنده ی دید تاریکی است که به وضعیت موجود دارد ولی نکته ی قابل تامل در اینجاست که این آدم هایی که چنین دیالوگ هایی را می گویند به عنوان شخصیت های مثبت این جامعه خودشان هم هیچ قدمی در راستای بهتر کردن وضع موجود ندارند وتنها به غر زدن های روشن فکرانه اکتفا می کنند، شاید این یکی از ایرادهایی باشد که بتوان به فیلم فروشنده وارد کرد چرا که نشان دادن مشکلات بدون نشان دادن راه حلی برای آن کاری است که هر کسی می تواند بکند به خاطر همین هم مردم از هنرمندان به عنوان قشری که ادعای دغدغه برای فیلم ها ومردمشان دارند انتظار دیگری دارند.

 

چرا این زن حرف نمی زند؟

 

در حال حاضر در دنیا بحث و مساله ی تجاوز به کودکان و زنان بحث بسیار مورد توجهی است این توجه متاسفانه به قدری زیاد شده است که به نوعی مد تبدیل شده و نویسندگان و فیلم سازان را به سمت خود کشیده است، ولی مهم ترین سوال هایی که در مورد مساله ی تجاوز پیش می آید این است که اول چگونه می توان از بروز آن جلوگیری کرد؟ و در مرحله ی بعد اگر تجاوز اتفاق افتاد رفتار منطقی و عاقلانه ی بعدش چیست؟

جای تاسف است که در بیشتر فیلم ها و سریال هایی که در دنیا ساخته می شود فرد آسیب دیده بعد از تجاوز به پلیس مراجعه می کند و شکایت می کند ولی در فیلم هایی که در کشور ما پیرامون این مساله ساخته می شود معمولا افراد تا آخر یا سکوت می کنند و یا با اقدامات غیر منطقی خودشان را در معرض اتهام قرار می دهند.

اینکه شخصیت زن روستایی و کم سواد در یک سریال رده چندم ترک، بعد از تجاوز به محض اینکه یک حامی مناسب پیدا می کند از افراد متجاوز شکایت می کند ولی شخصیت رعنا در فیلم فروشنده با وجود اینکه هم خودش هم همسرش از افراد تحصیل کرده و نخبه ی جامعه هستند و ادعای روشن فکری دارند در این مورد سکوت را ترجیح می دهند جای سوال دارد!

 

بزرگترین دلیل سکوت

 

یکی از بزرگترین موانعی که در آن زنان مساله ی تجاوز را پنهان می کنند، مساله ی عدم حمایت همسر و ترد شدن از طرف اوست در فروشنده همسر کاملا حامی زن است و اصلا خودش پیشنهاد شکایت را می دهد ولی زن ممانعت می کند و نمی گذارد این اتفاق بیوفتد.

این خودش به تنهایی به نوعی توهین به قشر تحصیل کرده و روشن فکر حساب می شود مخصوصا برای کسانی که مدعی پیروی از روش های مدرن و دوری از سنت گرایی ها هستند، متاسفانه فروشنده این فرصت را داشت تا تابوی ترس از شکایت علیه متجاوز را بشکند و به نوعی راهگشا باشد اما کارگردان ترجیح داد که باز هم سکوت کند و این وحشت را مختومه کند.

 

سخن آخر

 

فیلم فروشنده با تمام نقاط ضعف و قدرتش تا به حال بحث ها و نقد های بسیار زیادی را به دنبال خود داشته است و هر منتقد از زاویه ی دید خودش آن را بررسی کرده است، منتها بحث سکوت زن بعد از تجاوز به خانه اش مورد انتقاد بسیاری از منتقدین است و همه به اتفاق بر این باورند که باید در راستای فرهنگ سازی فیلم سازان و هنرمندان ما به سمتی حرکت کنند که چاره ساز مشکلات کشورشان باشند نه تنها ارائه ی اثری هنری که مورد توجه قرار بگیرد.

 

 

فاطمه قاسم آبادی _ تحریریه سایت با حجاب

 

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.