سیانور، تصویری دردناک از فریب خوردگان مجاهدین خلق

شخصیت های سیانور شبیه به هیچکدام از شخصیت هایی نیستند که تا کنون از آدم های دهه ۵۰ – هر چند محدود- به مردم نشان داده شده اند. چهره ای که از نیروهای ساواک، مجاهدین و نیروهای انقلابی ارائه می شود شاید به تصویر واقعی آن ها شباهت نداشته باشد اما...

کد خبر: 43129
تاریخ انتشار : آذر ۲۹, ۱۳۹۵

سیانور روایتی است، متفاوت و واقعی در مورد سال های قبل از انقلاب. زمانی که حق و باطل به هم شبیه بودند و بعضی از مردم به خاطر همین شباهت ها فریب گروه مجاهدین را خوردند و زندگی خود را در این راه باختند.

 

داستان فیلم

 

سیانور داستانی نو دارد که از دل تاریخ معاصر سر برآورده، داستانی که با بستری از تعلیق و روابط آشنای انسان ها، چون عشق، ترس، حسد، طمع و … در بستر تاریخ معاصر پیش از انقلاب بازگو می شود و می تواند به واکاوی عملکرد سازمانی به نام مجاهدین خلق بپردازد که نقش به سزایی در شکل گیری انقلاب داشته است و به همان میزان و شاید هم بیشتر با تغییر مسیر و ایدئولوژی اش دست به نابودی خود، آرمان هایش و سپس مردمی می زند که رسالت اصلی اش را در نجات همان مردم قرار داده است.

با وجود همه ی این توصیفات ماجرای سیانور در دهه ۵۰ و تغییر مرام مجاهدین خلق از مسیر اصلی مبارزه و تبدیل شدن آن ها به یک گروه تروریستی است. مجاهدین برای تغییر رویکرد خود با مخالفینی روبرو بودند که مهمترین آن ها مجید شریف واقفی است. سیانور روایت تسویه نخبه های اسلامگرای مجاهدین توسط جوخه های ترور است.

در شروع ماجرا وحید افراخته که مسلمانی معتقد و دو آتشه و از اعضا شاخه نظامی سازمان مجاهدین است، پس از ترور یک مستشار نظانی امریکایی دستگیر می شود. او بدون هیچگونه فشار و شکنجه ای از همرزمانش بریده و با ساواک همکاری می کند. افراخته که کل تیم و تشکیلات را لو داده،  باعث دستگیری و اعدام نزدیکترین دوستانش می شود.

در این بین داستان فیلم از شخصیت های اطرافیان شریف واقفی و لیلا زمردیان شروع می شود. در داستان حاشیه ای فیلم زندگی دختری به نام هما و نامزد سابقش امیر هم به میان آورده می شود.

 

 محوریت اصلی

 

پرداختن به پدیده مجاهدین و انحراف آن ها از مسیر اصلی مبارزه را می توان یکی از دراماتیک ترین برگ های تاریخ معاصر ایران دانست که پس از سال ها سکوت خود خواسته سینما، چند صباحی است مورد توجه فیلمسازان قرار گرفته است.

سیانور با ضرب آهنگ خوبی آغاز می شود. حرکات دوربین، کات های متوالی و صداگذاری خوب بیننده را در همان دقایق اول جذب فیلم می کند. البته حرکات دوربین در سکانس های ابتدایی شتابزده است و زبان تصاویر گنگ می نماید که با فضای کلی اثر همخوان نیست.

در کنار این مسئله طرح انبوهی از نام های واقعی و مستعار در سکانس های اولیه بیننده را گیج می کند. خوشبختانه این نقایص پیش از آن که ضربه جدی به اثر وارد کند برطرف می شود تا بیننده بتواند با فیلم خو بگیرد و تمام توجه خود را به روایت داستان بدهد . از این نقطه زندگی با شخصیت های فیلم آغاز می شود.

 

چهره های باورپذیر

 

شخصیت های سیانور شبیه به هیچکدام از شخصیت هایی نیستند که تا کنون از آدم های دهه ۵۰ – هر چند محدود- به مردم نشان داده شده اند. چهره ای که از نیروهای ساواک، مجاهدین و نیروهای انقلابی ارائه می شود شاید به تصویر واقعی آن ها شباهت نداشته باشد اما به لحاظ شخصیت پردازی باورپذیر است و به راحتی می توان با آن ها ارتباط برقرار کرد.

با وجود این که شخصیت های شکل گرفته خاکستری نیستند و از هویت داستانی برخوردارند اما نگاه لطیفی به رفتار شخصیت ها باعث شده جایگاه قهرمان و ضد قهرمان به درستی تعریف شود و بیننده بتواند نسبت خود با آن ها را تعیین نماید. بی شک خلق فضایی اینچنینی که زحمت زیادی از گروه فیلمسازی برده یکی از برگ بنده های سیانور است.

 

زنان بازنده

 

در سیانور زندگی زنانی که در گروهک های مجاهدین هستند به خوبی به تصویر کشیده شده است این زنان که زندگی مخالف با خواسته ها و نیازهای طبیعی و انسانی خود را انتخاب کرده اند، مرحله به مرحله در جایگاه از دست دادن ارزش های خود قرار می گیرند و در نهایت هر چه دارند را از دست می دهند .

در سیانور این از دست دادن های مداوم و بی رحمانه به زیبایی و در عین حال دردناک به تصویر کشیده می شود. زنان در سیانور از جمله انسان هایی هستند که عشق را تجربه می کنند ولی در نهایت نمی توانند آن را برای خود نگه دارند چرا که آرمان هایشان را بالاتر و ارزشمند تر از عشق و حتی خانواده می دانند.

این زنان که با تمام قوا به دنبال اهداف سازمان هستند در میان تند باد اتفاقات پی در پی نه تنها عشق خود را می بازند که از ارزش های انسانی چون حس مادری، خانواده و … هم عبور می کنند و به نقطه ای می رسند که پایانش تنها خودکشی با سیانوراست و بس.

 

همراه با شخصیت ها

 

به تصویر کشیدن زیبای این اتفاقات بدون اغراق و بزرگنمایی یکی از جذابیت های فیلم سیانور است. در این فیلم مخاطب لحظه به لحظه با شخصیت های داستان همراه می شود و در شادی ها و غم هایشان شریک می شود گویی

در سیانور فرقی نمی کند که زندگی چه کسی را دنبال می کنید وحید افراخته (کسی که به دوستان و همرزمانش به راحتی خیانت کرد) یا شریف واقفی (مجاهدی که به جرم دست بر نداشتن از آرمان های مذهبی و اسلامیش کشته شود) شما قدم به قدم با این شخصیت ها همراه می شوید و فراز و فرودشان را می بینید.

در سیانور فضای ارتباطات بسیار تمیز و سالم به تصویر کشیده می شود، هما بعد از اینکه از همه جا رانده می شود و به سراغ نامزد سابق خود می رود ، امیر او را به خانه اش راه می دهد، ولی با وجود خاطرات بدی که از هما دارد با احترام با او برخورد می کند، و حتی سعی می کند او را به آغوش خانواده اش برگرداند، که البته موفق نمی شود.

در سیانور، زنان مجاهد هر چند که زندگی شخصی ندارند و به گفته ی بالا دستی های خود ازدواج می کنند، اما روابط شان با بالا دستی ها هم طبق حقیقت آن سال ها چهارچوب های خاص خود را دارد و به آن ها مثل یک مبارز نگاه می شود نه یک جنس.

این با دیدی که در حال حاضر در سینمای ما وجود دارد، تفاوت بسیاری دارد، تصویری که از زنان در پشت پرده ی جبهه ها نشان داده می شود طوری است که انگار این زنان آمده اند تا تنها بعد رمانتیک فیلم را بر عهده داشته باشند و بر خلاف واقعیت آن سال ها، این زنان در روابط با مردان نامحرم بسیار راحت عمل می کنند و به هیچ وجه به نظر نمی رسد که این ها آرمانی دارند که به خاطر آن جان خود را به خطر انداخته باشند!

این دید بهروز شعیبی در به تصویر کشیدن فضای واقعی آن سالها در جایگاه خودش بسیار قابل ستایش است.

 

نظر منتقدین به دید عاشقانه ی فیلم

 

یکی از ایراداتی که برخی از منتقدین به فیلم سیانور وارد کردند، دید رمانتیک این فیلم بود که هر چند ماجرا را برای مخاطب عام جذاب می کرد ولی از جذابیت های هنری و سینمایی آن می کاست. مسعود فراستی منتقد کارکشته ی سینما در این باره با اشاره به مصاحبه شعیبی با روزنامه سینما گفت:

اینکه بهروز شعیبی می گوید من فیلم عاشقانه خودم را می سازم یعنی چه؟ تو داری یک فیلم درباره آسیب شناسایی تاریخ این کشور می سازی! باید زیست کنی و نفرت و عشق را دربیاوری. آدم ها در «سیانور» مقوا هستند و به شدت تلطیف شده اند. بهروز شعیبی خواسته فیلم عاشقانه خود را بسازد.

وی نهایتا گفت: فیلمسازان در این جنس فیلم ها باید سعی کنند فیلم مماس با واقعیت را بسازند نه فیلم های خود را. اینکه سعی نکرده شعار بگوید خیلی خوب است اما کافی نیست. عشق اینجا محلی از اعراب ندارد.

 

نکات مثبت فنی

 

از نکات مثبت فیلم می توان به طراحی صحنه و لباس خوب و همخوانی آن با گریم بازیگران اشاره کرد. بازنمایی از فضا و آدم های دهه ۵۰ طبیعی جلوه می کند و در حد خود از آن استفاده می شود.

گاهی فیلمسازان تنها با ارائه المانی از پیش تعریف شده  قصد انتقال تمام تفکرات یک شخصیت را دارند. اما این اتفاق در سیانور رخ نداده است و صرف سبیل چریکی بعنوان جزئیات تمام روحیات و تفکرات یک چریک در نظر گرفته نشده و از گریم فقط کارکرد اصلی آن گرفته  شده است.

موسیقی متن فیلم هم از کارکرد مناسبی برخوردار است و توانسته بار فیلم را در پلان های احساسی به دوش بکشد. در مجموع تمامی ارکان فیلم خوب و یکدست عمل کرده اند.

شعیبی در ساخت این فیلم کوشیده است به آنچه که می خواهد برسد از آنجایی که اصولا این گونه فیلم ها می توانند کِسل کننده هم باشند، اما فیلمساز ما با انتخاب درست بازیگرانِ چهره و هدایت درستِ قصه و پرداخت مناسب در خرده روایت ها، توانسته است جهت فیلم را تغییر دهد تا سیانور مخاطب پسند باشد.

 

عدم نامزدی در تمام رشته ها!

 

با وجود تمام نقاط مثبتی که سیانور داشت متاسفانه این فیلم در هیچ یک از رشته های جشنواره ی فجر موفق به نامزدی نشد و دست خالی ماند. شعیبی در واکنش به عدم نامزدی «سیانور» در هیچ یک از رشته های سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر گفت: “ما هیچ اعتراضی به جشنواره نداریم. تابع قوانین جشنواره ای هستیم که در آن شرکت کردیم. هرچند خلاف انتظارمان بود و امیدواریم مردم فیلم ما را بپسندند.”

 

این کارگردان جوان افزود:

 

ما سعی کردیم تهران دهه ۵۰ را دقیقا مطابق واقعیت آن دوران بسازیم. سعی کردیم به عنوان یک بیننده فیلم را بسازیم. احترام می گذاریم به جشنواره، دبیر جشنواره و معاونت سینمایی و شخص وزیر ارشاد. اما متاسفانه یا خوشبختانه در شعار تبلیغاتی مان باید بزنیم افتخارمان این است که در این جشنواره نامزد نشدیم.

 

فیلمی ارزشمند

 

سیانور بر خلاف نامش از چنان لطافتی برخوردار است که عشق فیلم ها را، تا روشن شدن کامل همه چراغ ها و خالی شدن سینما روی صندلی نگه می دارد و برخی سکانس های آن اذن ورود به حافظه تصویری را می یابند.

آخرین ساخته شعیبی از آن دسته فیلم هایی است که بدون توجه به دغدغه های شخصی و با توجه ویژه به ذات سینما ساخته شده و سینما بیش از هر چیز دیگری در آن ظهور و بروز دارد. امید است آثار اینچنینی به جای آن که هر چند سالی یک بار ساخته شوند سالی چند بار پرده نقره ای را آذین کنند تا زمینه را برای آشتی ملی همه اقشار جامعه با سینما فراهم کند.

 

 

فاطمه قاسم آبادی_تحریریه سایت با حجاب

 

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.