راز جوان شدن و ازدواج زلیخا با حضرت یوسف(ع)

اگر انسان جلوی پدر و مادر خودش، حتّی پایش را هم دراز کند، بی‌حیایی کرده است و آرام آرام حیا از بین می‌رود. عجیب و خیلی ظریف است. جلوی پدر و مادرت با همسرت طوری برخوردکنی که باید در خلوت این‌گونه باشد، مناسب نیست.

کد خبر: 42572
تاریخ انتشار : آذر ۱۵, ۱۳۹۵

راز جوان شدن و ازدواج زلیخا  با حضرت یوسف(ع)

آیت‌ا‌لله روح‌الله قرهی از اساتید بزرگ علم اخلاق و مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران درجلسه ای با عنوان «خطورات و مراقبه» به بررسی مبحث حیا پرداختند، که شما را به خواندن این سخنرانی شیرین دعوت می کنیم.

 

کلید همه‌ی خوبی‌ها

 

امیر المومنین علی (ع)  می فرمایند : «الْحَیَاءُ مِفْتَاحُ کلّ‏الْخَیْرِ، کلید همه‌ی خوبی‌ها، حیاست. وقتی انسان، بی‌حیا شد؛ چشمش بد می‌شود و به هر طرف دلش خواست می‌چرخد. وقتی بی‌حیا شد، زبانش بد می‌شود و هر طوری دلش خواست، حرف می‌زند. وقتی بی‌حیا شد، گوشش هر چه دلش خواست، می‌شنود. وقتی بی حیا شد، دستش هر چه دلش خواست می‌نویسد. این نوشتن حتماً به قلم نیست، گاهی در همین فضای مجازی رفتن، اینترنت و … را هم شامل می‌شود. هر چه دلش خواست به دوستش می‌دهد و این همان بی‌حیایی است.

 

این که تبیین می‌شود: کلیدهمه‌ی خوبی‌ها، حیاست، نشان می‌دهد که اگر بی‌حیا شود، بدبخت می‌شود. وقتی هم که خوب بود، همین است، دستش هم خوب می‌شود. وقتی حیا داشت، دستش جز خیر، جای دیگری نمی‌رود، به بدی اصلاً کار نمی‌کند. زبانش اصلاً به بدی کار نمی‌کند. طرف مقابل نعوذبالله فحّاشی کند و فحش بدهد، او چون حیا دارد، فحش نمی‌دهد و بی‌ادبی نمی‌کند. لذا این به این معنا نیست که او نمی‌تواند. یک چیزی نمی‌گذارد که او هم چنین کاری انجام دهد که آن، حیای اوست. حیای او اجازه نمی‌دهد زبان او به بدی، غیبت، تهمت، افترا و زشتی باز شود. یا چشم او حیا دارد.

 

حتّی وقتی تنهاست و هیچ کس دیگری نیست، با این که به راحتی در یک فضای مجازی هم می‌تواند هر چیزی را ببیند وبه فرض هیچ فیلتری هم نیست، چه چیز باعث می‌شود که انسان به سمت بدی‌ها نرود؟ حیا

قلبی که حیا دارد، اصلاًخودش به سمت بدی نمی‌رود. با این که برایش مهیّاست، امّا نمی‌رود.

 

 

 

چرا زلیخا مجدّد جوان شد و به یوسف صدّیق رسید؟

 

یک مطلب بیان کنم که خیلی جالب است و بزرگان و اعاظم ما حسب روایات شریفه، بیان کردند. آیت‌الله العظمی بهاءالدّینی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) می‌فرمودند: این که زلیخا با این که یوسف صدّیق، نبیّ خدا (علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوه و السّلام) را اذیّت کرده بود و او را زجر داده بود و به زندان افکنده بود، امّا پروردگار عالم کاری می‌کند که او مجدّد جوان می‌شود و به یوسف می‌رسد، به دلیل حیای او بود.

چه حیایی؟! اتّفاقاً او که به صورت ظاهر، بی‌حیایی کرد!!

یوسف را می‌خواست، امّا او را در تنهایی برد. فرمودند: حیایش، آن‌جا بود که وقتی آن بت را دید، بر روی آن پارچه‌ای قرار داد ،آن بت به صورت ظاهر نظاره‌گر او نباشد. بت نمی‌دید، امّا زلیخا از او به عنوان خدای خودش، حیا می‌کرد. این حیای در خلوت بود، چون فقط خودش بود و یوسف صدّیق. شاید اگر حضرت یوسف فرار نمی‌کرد، خیلی‌ها متوجّه نمی‌شدند. لذاخلوت بود، امّا در همان خلوتش وقتی از این که یک جسم ساخته شده به نام بت او راببیند، حیا می‌کند و پارچه‌ای بر روی آن می‌اندازد، می‌فرمایند: همین، باعث شد که مجدّداً برگردد.

 

معلوم می‌شود حیا خیلی عالی است، «الْحَیَاءُ مِفْتَاحُ کلّ‏ الْخَیْرِ» . کلید همه خوبی‌ها، حیاست و یکی از خوبی‌ها، این بود که او به یوسف پیامبر برسد. یکی از خوبی‌ها این است که جمال حقیقی در وجود مقدّس ذوالجلال والاکرام است. لذا حتّی بعد دارد که وقتی متوجّه شد، گفت: من دیگر شما را نمی‌خواهم، شما به من صاحب جمالی را معرّفی کردی که دیگر همه چیز را فهمیدم. خطاب رسید: این دیگر امر الهی است. وقتی حال او، حال الهی شد، دیگر لذایذ و ظواهر دنیا در نظر اومعنا ندارد. چون خودش هم فهمید که یک زمانی زیبا بود، امّا دیگر چهره‌ی او افتضاح شد، صورتش چروک شد و … . این زیبایی‌ها زودگذر است، امّا او آن زیبایی حقیقی رادرک کرد و فهمید چیست.

 

این زیبایی‌ها می‌گذرد وچند صباحی است. چه پیرمردها و پیرزن‌هایی که وقتی عکس‌های جوانی آن‌ها را می‌بینی، می‌بینی که به صورت ظاهر عجب! جمالی داشتند، امّا امروزه چروک هستند و برخی مواقع اصلاً انسان نمی‌تواند به چهره‌شان نگاه بیاندازد. جز متّقین که ما در باب برخی از بزرگان و علمای ربّانی خود داریم که هر چه بر سنّشان افزوده می‌شود، بر جمال وکمالشان هم افزوده می‌شود و آن، به دلیل تقوایشان است که جمال معنوی می‌شود.

 

وقتی در جامعه، بی‌حیایی به وجود آمد، ولو ازطریق محرم، جامعه به سمت بدی‌ها خواهد رفت!

 

 

علی ایّ حال این حیا عجیب است که اگر خواستیم این خطورات نفسانی را کنترل کنیم، باید دائم الذّکر باشیم. چگونه باید این حالت را داشته باشیم؟ همان‌طور که بیان کردیم باید اعضاء و جوارحش در ذکر خدا باشد، نه فقط فکر. ذکر این اعضاء و جوارح چیست؟ گفتیم وجود مقدّس باقرالعلوم فرمودند که هر کدام ذکری دارند که تا به این ذکر عقل رسیدیم، « وَ ذِکْرُ الْعَقْلِ التَّعْظِیمُ وَ الْحَیَاءُ»

 

وقتی انسان، حیا داشت، همه‌ی خوبی‌ها می‌آید، امّا آن‌ها که بی‌حیا هستند، بدانند که بیچاره می‌شوند. لذا خیلی جالب است، تا موقعی که اتّفاقاً حیا در هر جامعه‌ای هست، اگر خدای ناکرده چندصباحی هم گناه، خطا و مطلبی هم به وجود بیاید، چون حیا هست، برمی‌گردند. طبق روایات، شیطان اوّل کاری هم که در یک جامعه می‌کند، این است که حیا را برمی‌دارد. در جوامع غربی نگاه کنید، وقتی بی‌حیایی آمده، دیگر برایشان عادی شده است.

 

تا حیا هست، اگر انسان یک لحظه فریب شیطان ملعون و نفس دون، اعدی عدوّ «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک» را بخورد و نعوذبالله گناه یکند، سریع برمی‌گردد، از خودش بدش می‌آید. امّا اگر در جامعه‌ای، انسان، بی حیا شد، به راحتی در جمع هم گناه می‌کند. لذا وقتی حیا باشد، در صورت گناه هم جلوی دیگران گناه نمی‌کند. امّا آن که بی‌حیا شد، می‌گوید: مهم نیست، بگذار ببینند، لذا بی‌حیایی می‌کند.

 

بی حیایی در جامعه از طریق محارم

 

این که می‌گویند: مراقبت کنید، اتّفاقاً فرمودند: در خانه بین زن و شوهر باید خیلی چیزها برداشته شود. باید برای هم باشند. عبارت «هنّ لباس لکم و انتم لباس لهنّ» چند معنا دارد که یکی این است که عیوب همدیگر را بپوشانند. امّا یکی این است که دیگر لباس‌های ظاهری می‌رود و خودتان لباس همدیگر می‌شوید. معانی مختلف دارد، از جمله افشا نکردن عیوب یکدیگر و … . امّا این که بیان می‌شود: حالا که در خیابان هستید، چه نیاز دارد دست در دست همدیگر، دست در گردن یکدیگر بگذارید و…، به این علّت نیست که اسلام، دگم است و … . دلیل این است که وقتی در جامعه،بی‌حیایی به وجود آمد، ولو از طریق محرم، جامعه به سمت بدی‌ها خواهد رفت.

 

حتّی فرمودند: اگر انسان جلوی پدر و مادر خودش، حتّی پایش را هم دراز کند، بی‌حیایی کرده است و آرام آرام حیا از بین می‌رود. عجیب و خیلی ظریف است. جلوی پدر و مادرت با همسرت طوری برخوردکنی که باید در خلوت این‌گونه باشد، مناسب نیست. چون فرمودند: اگر بی‌حیایی آمد،دیگر تمام است و راه برای همه‌ی مطالب باز می‌شود.

لذا پیغمبر اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: «إِنَ‏ اللَّهَ‏ یُحِبُ‏ الْحَیِیَّ الْحَلِیمَ الْعَفِیفَ الْمُتَعَفِّف.»

_ خدا  انسان باحیای بردبار پاک‌دامن را که پاک‌دامنی می‌ورزد_ یعنی پاک‌دامنی اونشان داده می‌شود، دوست دارد. آن کسی که پاک‌دامنی و عفّت را با عملش نشان می‌دهد.

 

مردان هم باید حیا داشته باشند

 

این که یک موقعی بیان می‌شود حتّی مرد هم حجاب و عفّت دارد و این فقط برای زنان نیست، برای همین است که حیا از بین نرود. و إلّا امکان دارد یکی بگوید: از لحاظ شرعی چه اشکالی دارد که من با یک شلوار کوتاه، از این شلوارک‌ها بیرون بیایم و حتّی پیراهن هم نپوشم. چه اشکالی دارد؟! یا لباسی چنین و چنان بپوشم، مثلاً زیبایی اندام و … رفتم، بدنم را به رخ بکشم و … . ای بسا شرعی اشکال ندارد، امّا همین عامل برای از بین رفتن عفّت و پاک‌دامنی می‌شود، چون بی‌حیایی می‌آورد.

 

لذا می‌بینید که در اروپا همین‌طوری بیرون می‌آیند. می‌گویند: شما دگم و بسته هستید، چه اشکالی دارد؟! درحالی که این بی‌حیایی عامل برای از بین بردن عفّت و پاک‌دامنی می‌شود. لذا چه بسا خیلی‌ها در آن‌جا این قضیّه را دارند، به صورت ظاهر با هم زندگی می‌کنند، در حالی که حال آن‌ها حال طلاق است، با هم کاری ندارند و فقط زیر یک سقف هستند. این نعوذبالله دوستی برای خودش دارد و او هم برای خودش دوستی دارد، نه فرزندی، نه مطلبی و … . گاهی هم که بخواهند، اصلاً معلوم نیست که برای کیست. گاهی مع‌الأسف از بس تنها می‌شوند، با حیوانات خودشان بیشتر مأنوس هستند و آن‌ها را نسبت به انسان‌ها باوفاتر می‌دانند. به ظاهر زندگی است، امّا در اصل، طلاق توافقی است وفقط زیر یک سقف هستند. هر کسی برای خودش کاری دارد و این‌طور است که احساس می‌کنندحریّت دارند، من برای خودم کارهایم را انجام می‌دهم و او هم برای خودش. اتّفاقاً خیلی جالب است که شیطان ملعون هم چقدر جالب آن‌ها را فریب می‌دهد که حتّی به لفظ هم به هم عزیزم و … می‌گویند. امّا او برای خودش کس دیگری را دارد و این هم همین‌طور. بی‌حیایی در این حد است.

 

لذا اگر حیا بود، قلب صفا هم پیدا می‌کند. روح انسان جلا می‌گیرد و روح الهی می‌شود. پروردگار عالم فرمود: «نفخت فیه من روحی» ، من این انسان را از نفخه‌ی روح خودم خلق کردم. این‌جاست که دیدگاه دین و غیر دین تفاوت دارد و إلّا اسلام که دگم نیست، می‌خواهد من و تو زندگی خوبی داشته باشیم، «ربّنا آتنا فی الدّنیا حسنه و فی الآخره حسنه» . نفرمود: فقط آخرت، اتّفاقاً اسلام می‌خواهد که دنیایمان هم دنیای خوب و حسنه‌ای باشد. دنیای خوبی‌ها، رأفت و مهربانی باشد. دنیای عدالت، مساوات و … باشد. آن‌ جنّت الصّغری‌ای که بیان کردم در زمان آقا جان، حضرت حجّت به وجود می‌آید، شود. یک بهشت کوچک! منتها این‌ها به وجود نمی‌اید إلّا به حیا.

 

 

تحریریه سایت با حجاب

 

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.