مدال طلا اما بی ارزش…
۰۶ آذر ۱۳۹۵

مسابقات تکواندو استانی بانوان تموم شده بود و بچه ها داشتن آماده میشدن برن سالنی که قرار بود به برنده ها مدال ها اهداء بشه و مراسم اختتامیه… یکی از دخترای باشگاهمون که حدودا ۱۶-۱۷ سالشه و قد بلندی داره نفراول شده بود وضع پوششی درستی نداشت و مانتو کوتاه و تنگ و شلوار تنگ و شال سفید و …

مسابقات تکواندو استانی بانوان تموم شده بود و بچه ها داشتن آماده میشدن برن سالنی که قرار بود به برنده ها مدال ها اهداء بشه و مراسم اختتامیه… یکی از دخترای باشگاهمون که حدودا ۱۶-۱۷ سالشه و قد بلندی داره نفراول شده بود وضع پوششی درستی نداشت و مانتو کوتاه و تنگ و شلوار تنگ و شال سفید و … با توجه به شناختی که از قبل ازش داشتم می دونستم که از روی جهالت این کار رو میکنه و بچه حرف گوش کن و فوق العاده ساده ایه… موقعی که بچه ها هنوز آماده نشده بودن صداش زدم… گفتم: اسما؟ یه لحظه بیا اینجا.
اومد سمت من، حالا دیگه منو اون تنها روی نیمکت سالن مسابقات نشسته بودیم…
به شوخی بهش گفتم: این چه طرز لباس پوشیدنه؟
یه خنده ای کرد و فکر کرد واقعا قصدم شوخی بوده خواست بره.
گفتم : نه جدی گفتم، یه لحظه بشین، ببین تو الان میخوای بری بالای سن مدال بگیری، میدونی اون همه پسر و دختر ورزشکاری که اونجان وقتی اسم تو خونده بشه و بری بالای سکو ی اول، با این وضعی که پوشیدی چی راجع بهت فکر می کنن؟
گفت: نه.
گفتم: میگن از ظاهرش معلومه ازون دختراییه که درس و زندگی و همه چیزش زده تا بیاد مدال بگیره و فقط از روی ظاهرت راجع بهت قضاوت می کنن. میگن این دختره با این سر و وضع معلومه که باید مدال بیاره و کلی فکرای بد، بد.
اسما که حالا چهار دنگ حواسش بهم بود منم ادامه دادم:
نذار ارزش مدالت بیاد پایین بذار همه بدونن تو یه دختر لات و کم ارزش نیستی و…
اسما که حالا تحت تاثیر شدید قرار گرفته بود گفت: میدونم ولی آخه من فقط همین لباسها رو ازخونه آوردمو مانتو دیگه ای ندارم…
یه دفعه مثل اینکه یه فکری به ذهنش رسیده باشه گفت: آهان مقنعه مو آوردم (توی مسابقات تکواندو ورزشکاران چون فیلمبرداری میشه باید توی زمین مقنعه بپوشن)…
گفتم : آفرین ، عالیه خیلی بهتر از این شاله..
بگذریم
توی مسیر سالن مسابقات تا تالار اختتامیه دیدم که اسما مقنعه پوشیده یه گرمکن ورزشی بلند و گشاد که نمی دونم از کی گرفته بود رو روی مانتوش پوشیده بود.
چند دقیقه بعد اسما با لباسهای مناسبتری روی سکوی اول ایستاده بود….

یاعلی

 

 

جنبش حیا

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر:
نام:
ایمیل: