با خواندن فقط دو سوره ی اول قرآن، ایمان به خدا را آموختم

برای اینکه نمی خواستم از کسانی باشم که فقط برای ازدواج مسلمان می شوند,بعد از نامزد کردن با همسرم,فرصت را غنیمت شمرده و سعی کردم درطول سه,چهارسال رفت و آمد به کوالالامپور فرهنگ اسلامی را تجربه کرده و بیشتر درمورد اسلام فرا بگیرم.

کد خبر: 41300
تاریخ انتشار : آبان ۲, ۱۳۹۵

در سال ۲۰۱۱ در برنامه ای مشترک که برای جوانان ژاپن و آسیای جنوب شرقی برگزار می شد شرکت کردم و  ۵۳ روز را با ۲۰۰ نفر از اهالی آسیا گذراندم.آنجا عمیقا تحت تاثیر اسلام قرار گرفتم.همچنان با همسرم که اهل مالزی بود و تعدادی ازدوستان مسلمانم نیز آشنا شدم.در سفری که به مالزی داشتم خیلی شگفت زده بودم که می دیدم مسلمانان در صلح و صفا با یکدیگر زندگی می کنند ,خیلی خوش شانس بودم که توانستم چهره واقعی آنها را بدون هیچ پیش داوری و تصورغلطی ببینم.

 

برای اینکه نمی خواستم از کسانی باشم که  فقط برای ازدواج مسلمان می شوند,بعد از نامزد کردن با همسرم,فرصت را غنیمت شمرده  و سعی کردم درطول سه ,چهارسال رفت و آمد به کوالالامپور فرهنگ اسلامی را تجربه کرده و بیشتر درمورد اسلام فرا بگیرم.

 

سال ۲۰۱۵ دوران سختی برایم بود.یک عمل جراحی داشتم که بهبود کاملش یک سال زمان نیاز داشت.از نظرروحی ویران شده بودم زیرا فکر می کردم بهترین زمان برای ازدواج از دست رفته است. اما همسرم به من گفت”چیزهایی را که داری قبول کن و یقین داشته باش که بهتر خواهی شد.تمام تلاشت را  بکن و من هم هرکاری بتوانم برایت می کنم.”به خاطر این کلمات و حمایت های مداومش توانستم آن دوره سخت را پشت سر بگذارم .مطمئنم کلمات او از ایمانش نشات گرفته است.به همین دلیل قرآن خواندن را شروع کردم و غرق در شگفتی شدم چون با خواندن فقط دو سوره ی اول آن قرآن به من آموخت ایمان به خدا یعنی چه !

 

معتقدم هفتم نوامبر ۲۰۱۵ روز من بود.در جلسه سخنرانی یک مبلغ و عالم دینی ,با حضور ۱۲۰۰ شاهد شهادتین را بر زبانم جاری کردم.او به سوالاتم راجع به شیوه تعامل با افراد از مذاهب گوناگون در جامعه ژاپن پاسخ داد.پاسخ  ایشان این بود:

 

تا جایی که با فرموده های قرآن مخالفت نکنی ,هیچ مشکلی پیش نخواهد امد“.این جمله را با لبخند گرم و چشمانی روشن به من گفت.قویا معتقدم این جمله می تواند جوابی اساسی برای مشکلات مسلمانان در سراسر دنیا باشد.این آخرین سوال من پیش از مسلمان شدن بود و فکر میکنم همه چیز در آن نهفته است.بعد از شهادتین از این که جزیی از اسلام شدم و قلبم پاک شده بود احساس آسودگی خاطر عمیقی می کردم.آن روز اولین باری بود که بعد از عمل جراحی به تنهایی از خانه بیرون رفته بودم,اولین باری بود که خواهر نوراریسا مریم را ملاقات کردم که مرا به جلسه سخنرانی برد و اولین باری بود که پی بردم طیبعت مخلوق خداوند است.واقعا آن روز,روز من بود.

 

از خداوند و برادران و خواهرانی که شاهد شهادتین من بودند و از دوستان مسلمانم که الهام بخش من بوده و مرا به اسلام رهنمون کردند تشکر می کنم.اگرچه همسرم چون در مالزی بود نتوانست شاهد اسلام آوردن من باشد اما یقینا او شاهد زندگی من به عنوان یک مسلمان خواهد بود و ان شاالله تا بهشت باهم خواهیم ماند.

 

 

رهیافته

 

 

ارسال
چاپ
0 نظر
  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.