به خاطر مادرم زهرا(س)….

یکی از دخترای فامیلمون که مادرش هم مریض احوال بود و خیلی هم مادرش رو دوست داشت، به خدا گفته بود اگه مادرم بمیره من از دین برمیگردم. از قضا مادرش فوت میکنه و دختر هم که سفت و سخت سر قولش مونده بوده شروع میکنه به ترک حجاب و غیره و رو آوردن به لهو لعب و غیره

کد خبر: 37714
تاریخ انتشار : تیر ۲۹, ۱۳۹۵

به خاطر مادرم زهرا(س)....

ایام خوش امتحانات تموم شده بود و به جلسه ی قرآن می رفتیم. یکی از خانمها با اشک گفتن که میخوان ماجرای یکی از دخترهای فامیلشون رو برامون تعریف کنن . ما هم دوتا گوش خودمون داشتیم دو تا دیگه هم قرض گرفتیم ببینیم قضیه از چه قراره.
گفتن: یکی از دخترای فامیلمون که مادرش هم مریض احوال بود و خیلی هم مادرش رو دوست داشت، به خدا گفته بود اگه مادرم بمیره من از دین برمیگردم. از قضا مادرش فوت میکنه و دختر هم که سفت و سخت سر قولش مونده بوده شروع میکنه به ترک حجاب و غیره و رو آوردن به لهو لعب و غیره.

خلاصه طوریکه دیگه اوضاعش خیلی خراب میشه ودیگه روز شهادت و عاشورا و غیره هم سرش نمیشه و با رفقا حتی حرمت این روزها رو هم نگه نمیداشتن.
دختر اینجور تعریف کرده که: توی ایام فاطمیه بود که با ماشین با دوستام می زنیم به جاده با صدای بلند موسیقی …
یکهو می بینیم یه ماشین از کنارمون رد میشه که توش چند تا بچه حزب اللهی بودن. مارو مجبورمیکنن که کنار جاده بایستیم. یه کم ترسیده بودیم که اینا الان می خوان دعوا راه بندازن و خودمون رو آماده کردیم برای جواب دندان شکن.
پایین اومدن یکی از اون جوون حزب اللهی ها از ماشین همانا و رفتارش همانا و آوار شدن تمام دنیا روی سر من و دوستام و تغیر مسیر زندگیمون و محجبه شدن و توبه ی سفت و سخت ما از اون روز همانا…
جوون با متانت و آرامش اومد کنار ماشین سلام کرد و با بغض بهمون گفت:
لااقل به خاطر مادرم زهرا (س) امروز رو رعایت کنید …

 

 

منبع: جنبش حیا_خانم دانشجو

 

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.