خواهرت انجاست که گوشی رو بدی باهاش حال و احوال بکنم

چند وقتی بود که یک مزاحم خانه مان زنگ می زد. دوباره زنگ زد و همان بود.

کد خبر: 37711
تاریخ انتشار : تیر ۲۹, ۱۳۹۵

خواهرت انجاست که گوشی رو بدی باهاش حال و احوال بکنم

چند وقتی بود که یک مزاحم خانه مان زنگ می زد. دوباره زنگ زد و همان بود. بهش گفتم: همون مزاحمه است و شما بیاید بردارید و یک چیز بهش بگید که بلکه خجالت بکشه. پرید گوشی رو گرفت و با لحجه تهرانیش گفت: چه طوری جوون؟ خواهرت انجاست که گوشی رو بدی باهاش حال و احوال بکنم؟ طرف جا خورد و قطع کرد و دوباره فردا تماس گرفت. گفته بود این خواهرتان اصلا به شما نرفته و چرا جواب سلام من رو نمی دهد؟  حاجی گفت: بنده خدا مرغ از قفس پریده و زنمه. تو حواست به خواهرت باشه. آخرین تلفنش بود و دیگه زنگ نزد.

 

 

نیمه پنهان ماه ۱۰ – شهید محمد عبادیان به روایت همسر شهید

 

 

 

 

 

ارسال
چاپ
0 نظر
  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.