امر به معروف قرآنی خانم بد حجاب تو مترو

منم گفتم خب مو زینت و زیبایی زنه، بیخود نیست که خدا می خواد بپوشونیم یهو برگشت،گفت: نه بابا، هیچم چیزی نمیشه، یه تیکه موی ما چیزی رو عوض نمیکنه خودم قبلا به حجاب اعتقاد داشتم و الان ندارم. والا چه بپوشونی چه نپوشونی اینقدر نگات میکنن

کد خبر: 33171
تاریخ انتشار : فروردین ۲۱, ۱۳۹۵

یه حس خوب

این بار سوار مترو بودم که خدارو شکر جا گیر آمد و نشستم رو صندلی یک دختر خانم فروشنده آمدن و یک شال سرش بود که موهاش از دو طرف شال زده بود بیرون و کلی موهای رنگ و وارنگ رو موهاش چسبونده بود که یک تل هم که مو مصنوعی بود رو جلوی موهاش گذاشته بود و تبلیغشو می کرد. خیلی ناجور بود خدایی.

خانمی که بغل دستم نشسته بود برگشت رو به من گفت: «چقدر تغییر کرده خانومه که این موهارو سرشه»

منم گفتم خب مو زینت و زیبایی زنه، بیخود نیست که خدا می خواد بپوشونیم یهو برگشت،گفت: نه بابا، هیچم چیزی نمیشه، یه تیکه موی ما چیزی رو عوض نمیکنه خودم قبلا به حجاب اعتقاد داشتم و الان ندارم. والا چه بپوشونی چه نپوشونی اینقدر نگات میکنن. میدونی بایستی دل درست بشه تا آدما درست باشن، ظاهر اصلا فایده نداره، اصلا آیه داریم حجاب واسه زن های پیامبر بود، اصلا خدا گفته در دین اجباری نیست.

منم گفتم: عزیزم اتفاقا آیه برای ماها هم خدا گفته. (که انکار میکردن) گفتم: پس می خوایید دو تا آیه از قرآن بهتون معرفی کنم ببینید (آیه ۳۱ سوره نور و ۵۹ سوره احزاب). روی کاغذ کوچولو دادم بهشون.

ایشونم گفتن: باشه اگه هست که نگاه می کنم، در کل به ظاهر نیست. خودم یه بار پیش آخوند رفتم یه سوال ازش بپرسم که یه طوری جوابمو داد که خودم پشیمون شدم، یا والا اینقدر چادری دیدم که مردم آزاری می کنن.

منم گفتم: عزیزم انگشتای دست مگه یه جورن که داری همه رو به یه چوب میرونی ضمنا گناه بقیه مجوز گناه ماها نمیشه. ماها هر کدوم بایستی کاری که درسته انجام بدیم.

بعدم گفتن: خانم من خودم معلمم و خیلی از این حرف خوشگلایی که داری میزنی منم بلدم ولی هر چی هم بحث کنیم نه من متقاعد میشم نه شما.

منم گفتم قرار نیست یکی دیگری رو متقاعد کنه. داریم با هم تبادل اطلاعات می کنیم. بالاخره شما توی زمینه ای اطلاعات دارید بنده هم همینطور این مگه بده؟

گفتن نه. گفتن: در کل آدما باید با هم خوب باشن و بهم کمک کنن، دلشون واسه هم بسوزه و خوش رفتار باشن. به جانماز آب کشیدن آدم نیست. من خودم هر چی عقلم میگه درسته انجام میدم. این مرجع تقلید و .. رو قبول ندارم.

منم گفتم اصلا بحث مرجع تقلید میدونی چیه؟ مگه آدما وقتی یه جایی از بدنشون درد میکنه پیش متخصص نمیرن خب مرجع تقلیدم همینه.

گفتن: کافیه هر چی قرآن و خدا گفته انجام بدیم. اینا فقط دکان باز کردن. هر چی عقل گفت درسته همونو انجام بدیم، گوشمم از این حرفا پر شده، خدام با دل آدما کار داره..

منم گفتم: همه چیزای خوب مکمل همند، اگه واقعا دنبال رضای خدا هستیم پس نباید از یه سری چیزا برای خشنودی خدا فاکتور گرفت.

گفتن: خودم همه این حرفا رو میدونم. تو قرآن هم همه چیز آمده. کافیه قرآن و بخونیم.

منم گفتم: پس انشالله عامل به قرآن باشیم.

 

 

ارسال
چاپ
0 نظر
  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.