بازگرداندن فدک به حضرت زهرا (س) توسط ابوبکر

قال النبی-صلی الله علیه و آله-: اول شخص تدخل الجنة فاطمة پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله - :اولین کسی که داخل بهشت می شود فاطمه است. (بحار النوار، ج 43، ص44)

کد خبر: 18879
تاریخ انتشار : اسفند ۱۱, ۱۳۹۵

در تاریخ آمده است که وقتی تلاش حضرت زهرا(س) برای برگرداندن فدک از دو طریق ذکر شده نتیجه نداد ایشان مقنعه خود را به سر کشیدند، خودشان را در چادر پیچیدند و در حالی که دنباله لباسشان به روی زمین کشیده می شد به همراه گروهی از زنان خویشاوند خود از خانه به طرف مسجد حرکت کردند. این رفتار حضرت زهرا(س) کاملا یادآور حرکت رسول کرم(ص) به طرف مسجد بوده است.

حضرت زهرا(س) وارد مسجد شدند. برای ایشان پرده ایی کشیدند و پشت پرده ابوبکر و عمر و انصار و مهاجر و همه مردم نشسته بودند. ایشان خطبه خود را با ناله جانسوزی آغاز کردند. همین کار ایشان مردم را به اضطراب و همهمه واداشت. سپس مکثی کردند تا جلسه برای ایراد یک خطبه تحت عنوان خطبه فدکیه آرام شود. خواندن این خطبه، حرکت سوم حضرت زهرا(س) در واکنش به غصب فدک توسط خلفا بود. در این خطبه که شامل ۲۰ بند است، حضرت زهرا(س) بعد از حمد و سپاس خدا و شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر(ص) گذشته را برای مردم یادآوری کردند و از مردم به خاطر جسارت هایشان گلایه نمودند و در انتها اشعاری را خطاب به پیامبر(ص) خواندند.

هنگامی که حضرت زهرا(س) به خانه برگشتند، امام علی(ع) به ایشان فرمودند که زمانی که عمر حضور ندارد نزد ابوبکر برو و این بار از لسان موعظه وارد شو. حضرت فاطمه(س) امر علی ابن ابی طالب(ع) را اطاعت کردند و ابوبکر نیز نامه بازگرداندن فدک به حضرت زهرا(س) را صادر کرد. هنگامی که ایشان بر می گشتند با عمر مواجه شدند. عمر پرسید که آن چیست در دست تو؟ حضرت زهرا(س) جواب دادند که نامه رد فدک به من است. عمر دست دراز کرد که نامه را به زور بگیرد. حضرت ممانعت کردند. عمر محکم با دست به سینه حضرت کوبید و نامه را گرفت و پاره کرد و روی زمین انداخت. این دومین جسارتی بود که عمر به صاحت مقدس حضرت زهرا(س) کرد.

بعد از این اتفاق حضرت زهرا(س) مستقیما وارد مسأله حمایت از خلافت شدند و حرکت چهارم یعنی استنصار(یاری خواستن) را آغاز کردند.

ابن حطیبه دینوری نقل می کند که حضرت امیر(ع)به همراه  فاطمه زهرا(س) شب ها از خانه خارج می شدند. در حالی که فاطمه زهرا(س) بر استری نشسته است و در شهر مدینه هر جا مجلسی از انصار بود و یا خانه آنها بود می رفتند و از آنها طلب یاری می کردند. اما مردم می گفتند که یا بنت رسول الله دیگر گذشت و ما با ابوبکر بیعت کردیم. اگر پسر عموی تو زودتر می آمد ما هرگز با ابوبکر بیعت نمی کردیم. در نهایت ۴۴ نفر با امیرالمومنین(ع) بیعت کردند. امام علی (ع) فرمودند که اگر من ۴۰ یار داشته باشم جنگ را شروع می کنم و حقم را مسلحانه می گیرم. حضرت با آن ۴۴ نفر قرار گذاشتند اما تنها ۴ نفر سر این قرار حاضر شدند. بنابراین این حرکت هم جواب نداد.

حرکت پنجم گریه های حضرت زهرا(س) بود. ایشان می خواستند با گریه هایشان وجدان های خفته را بیدار کنند، بنابراین۲۷ روز گریه کردند. میزان گریه ایشان به قدری بود که مردم اذیت شدند و به امیرالمومنین(ع) گفتند که به فاطمه(س) بگو که یا شب گریه کند یا روز. حضرت حرف مردم را به فاطمه زهرا(س) رساندند و ایشان پاسخ دادند که یا اب الحسن طولی نخواهد کشید که من از میان شما بروم ولی به خدا سوگند شب و روز گریه خواهم کرد تا به پدرم ملحق شوم. بنابراین امیرالمومنین(ع) مکانی را در خارج از شهر برای حضرت زهرا(س(س) بنا کردند که بیت الاحزان نام گرفت و حضرت زهرا(س) به همراه امام حسن(ع) و امام حسین(ع) برای گریه به این مکان می رفتند.

احتجاجات امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) با دستگاه خلافت آبروی آنها را کامل برد و آنها شدیدا احساس خطر کردند. لذا نقشه دومین هجمه به خانه حضرت صدیقه(س) را کشیدند. نقشه خود را اجرا کردند و در این هجوم صدیقه طاهره(س) آسیب دیدند و ۱۵ روز بعد از این اتفاق شهیده از دنیا رفتند.

 

حضرت زهرا

 

اما قبل از شهادت ایشان، دستگاه خلافت برای اینکه این ننگ را پاک کنند و حرکت بی شرمانه خود را به خیال خود جبران کنند، به طرق مختلف اجازه خواستد که خدمت حضرت زهرا(س) برسند اما حضرت اجازه ندادند. در نهایت امام علی(ع) را تهدید کردند که اگر اجازه ندهند خشونت به خرج می دهند. این بار امیرالمومنین(ع) وساطت کردند و حضرت زهرا(س)رضایت دادند. هنگامی که آنها آمدند حضرت رویشان را به سمت دیوار کردند  و جواب سلام ابوبکر را ندادند.(در دین اسلام جواب سلام فرد مسلمان واجب است. با این کار حضرت نشان دادند که ابوبکر مسلمان نیست)

_ابوبکرگفت: ای حبیبه رسول خدا به خدا سوگند خویشان رسول خدا نزد من محبوب تر از خویشان خودم هستند. تو برای من از عایشه محبوب تری. دوستداشتم آن روز که پدرت از دنیا رفت من نیز می مردم. من شرافت و فضل تو را می شناسم پس چگونه تورا از حقت منع کنم؟ من ازرسول خدا شنیدم که فرمود ما ارث نمی گذاریم و آنچه از ما باقی بماند صدقه خواهد بود.

_ فاطمه(س) فرمود: اگر من حدیثی از رسول خدا نقل کنم آیا به آن عمل می کنید؟

_ گفت : بله.

_ ایشان فرمودند: شما را به خدا قسم می دهم که آیا از رسول خدا نشنیده اید که فرمود رضای فاطمه رضای من است و محنت فاطمه محنت من است؟ هرکس که فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس که فاطمه را راضی کند مرا راضی کرده و هرکس او را به خشم آورد مرا به خشم آورده؟

_ گفت: بله. ما این را از رسول خدا شنیدیم.

_ فاطمه (س) فرمود: خدا و ملائکه را گواه می گیرم شما مرا به خشم آورده و راضی نکردید و اگر رسول خدا(ص) را ملاقات کنم شکایت شما را به ایشان خواهم کرد.

_ ابوبکر ناراحت شد و گریه کرد و گفت: من به خدا از خشم پیامبر(ص) پناه می برم.

_ فاطمه(س) فرمود: من در عقب هر نمازی که می خوانم تو را نفرین می کنم.

بنابراین حرکت آخری که حضرت زهرا(س) انجام دادند اعلان بیزاری نسبت به دستگاه خلافت بود. پس از ۱۵ روز ایشان به شهادت رسیدند و وصیت کردند که هیچ کس از محل دفنشان با خبر نشود و در مراسمشان شرکت نکند این مسأله نشان می دهد که ایشان حتی پس از شهادتشان هم به مبارزه با دستگاه خلافت ادامه دادند و فرمودند که علی جان خودت مرا غسل بده وکفن کن و نمازم را مخیافه بخوان. من راضی نیستم آن دو نفر در تشییع جنازه ام شرکت کنند. این خودش نوعی اعتراض به دستگاه خلافت است.

 

حضرت زهرا

 

اما شاید سوالی در ذهن ایجاد شود که چرا امیر المومنین (ع) پس از خلافت فدک را پس نگرفتند. پاسخ این سوال را در مقاله بعدی بررسی خواهیم کرد.

 

 

 

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.