از تهمینه تا سودابه؛ سیر پاکان تا ناپاکان در شاهنامه

با اوصافی که فردوسی از این زنان دارد ، در هیچ کتابی اینقدر مقام زن بالا گرفته نشده و در هیچ کتابی زن اینقدر از جهات مختلف قابل احترام نیست.

کد خبر: 13321
تاریخ انتشار : مهر ۲۰, ۱۳۹۳

پیش از این در قسمت قبل به دیدگاه فردوسی نسبت به جایگاه زن و اخلاقیات در شاهنامه پرداختیم حال می خواهیم تعدادی از این زنان را معرفی کنیم.

◄ تهمینه

دختر پادشاه سمنگان و همسر رستم و مادر سهراب بود که خود به رستم پیشنهاد ازدواج داد. در پس زمینه ازدواج تهمینه و رستم و برخی ازدواج های دیگر شاهنامه مساله بسیار مهمی وجود دارد و آن انتخابی بودن ازدواج از جانب دختران است.

فرهنگی که از آزادی دختران در انتخاب همسر سخن می گوید. رضایت زنان برای ازدواج از ارکان اصلی پیوند زناشویی است. از سوی دیگر می بینیم که هیچ مانعی برای ازدواج با مردان یا زنان خارج از قوم و ملیت وجود ندارد. در واقع هدف ازدواج، پیوندی است از روی محبت و صمیمیت و تشکیل خانواده ای براساس دوستی و عشق که می تواند فرزندانی صالح و پرهیزگار پرورش دهد.

◄ رودابه

رودابه دختر مهراب کابلی و سیندخت و همسر زال و مادر رستم، پهلوان بزرگ ایران است. رودابه از زنان پاکدامن و پرآوازه شاهنامه است. این زن نماد عشق به همسر و فرزند است.

عشق رودابه به زال سپید موی و وفاداری او به همسرش داستانی دلکش و پراحساس است. نکته مهمی که در داستان زندگی رودابه باید مورد توجه قرار گیرد این است که او اولین زن تاریخ است که از طریق عمل سزارین فرزند خود را به دنیا می آورد. (البته رومیان قرن ها بعد این نوع زایمان را به مادر سزار امپراتور روم نسبت دادند) رودابه که رستم را باردار است، قادر به وضع حمل عادی فرزند خود نیست و چون در حال مرگ قرار می گیرد، سیمرغ به زال می آموزد که چگونه با شکافتن پهلوی همسرش، جان او و فرزندش را نجات دهد.

با تولد رستم، زال با کشیدن پر سیمرغ به محل جراحات آن را التیام می دهد. این زن بنا بر روایت شاهنامه زمانی طولانی می زید ولی پس از مرگ رستم به حال دیوانگی می افتد و از آن پس راه تسلیم را در پیش می گیرد.

◄ گردآفرید

گردآفرید در شاهنامه دختر جنگاور گژدَهَم از پهلوانان دژ سپید است که در زمان لشکرکشی سهراب به ایران در لباس مردانه به جنگ با سهراب رفت. در میان نبرد چون سهراب به زن بودن او آگاه شد، گردآفرید تدبیری کرد و توانست با اندیشه از دست سهراب برهد. گردآفرید نماینده همان زنان دلیر و جنگاور ایرانی است که نمونه آنان را در سپاهیان هخامنشی و اشکانی و حتی ساسانی می بینیم.

او به عنوان یک زن چند صفت برجسته را همزمان به نمایش می گذارد. او پاکدامن است و اسیر وسوسه نمی شود. از سوی دیگر او دلاوری و شجاعت و بی باکی و وقار یک سردار بزرگ را دارد. همچنین او با تدبیر و با خرد است. عقل او بر احساسش غلبه دارد.

◄ همای چهره آزاد

همای دختر بهمن، پسر اسفندیار و معروف به چهرآزاد است که زنی خردمند و عفیف است. در کتب باستانی از او به عنوان هفتمین پادشاه سلسله کیانیان یاد شده است. آمده است که همای بعد از بهمن مدت ۳۰ سال پادشاهی کرد و داراب پسرش را ولیعهد خود کرد. او را سازنده شهر جزفادقان یا گلپایگان می دانند.

◄ سودابه

سودابه یا سودآوه دختر پادشاه هاماوران و همسر کیکاوس است. سودابه در شاهنامه نماد زنی است که اسیر کج اندیشی و وسوسه های اهریمن می شود.

نقش سودابه در شاهنامه آن هنگام برجسته می شود که تبدیل به عامل اصلی در جاودانه شدن سیاوش می شود. نقشی که زلیخا در داستان یوسف بازی می کند و نقشی که ملکه چینی دا چی در داستان شاهزاده بو یی گائو ایفا می کند: بدنام کردن ناپسر و عبور پسر از آتش و مراسم سوگند و سربلند بیرون آمدن پسر از این آتش.

سیاوش هر چند از این آزمون با نیکنامی بیرون می آید؛ اما بدگمانی های اهریمنی پدر و دسیسه های نامادری، او را از وطن و خانه آواره کرده و موجبات مرگی جانسوز را در تنهایی برای او رقم می زند. اهریمن به خواسته خود رسیده؛ ولی پیروزی اهریمن دیری نمی پاید و رستم به خونخواهی سیاوش، سودابه را با شمشیر به دو نیم می کند. سودابه در شاهنامه نماد زنی اغواگر است که نه تنها خودش بلکه تمامی خانواده را به ورطه نابودی می کشاند.

داستان سودابه یکی از داستان هایی است که باعث اختلاف در بین منتقدین نسبت به نگاه فردوسی در مورد زنان شده است.

بزرگترین سوء تفاهمی که در حق شاهنامه صورت گرفته، درباره‌ی زن است، و آن این است که برخی منتقدین نوشته اند که شاهنامه یک (کتاب ضد زن) است و فردوسی هم میانه ی خوشی با زن نداشته، در حالی که سرتاسر شاهنامه درست عکس این را می نماید. این یک تلقی عوامانه است. به این علت می گویم عوامانه چون یک بیت مجعول را دلیل آورده اند که از فردوسی نیست و الحاقی است. می‌گوید:

زن و اژدها هر دو در خاک به

جهان پاک از این هر دو ناپاک به

این مربوط به داستان سودابه است ، به علت خیانتی که این زن به سیاوش می کند. فردی که دل پری از زن داشته ، بنا به تفنن این را ساخته و به فردوسی نسبت داده است ؛ در حالی که در شاهنامه های اصلی تر، اثری از آن دیده نمی شود. سه چهار بیت دیگر هم نظیر آن هست که باز یا جنبه ی الحاقی دارند و یا مناسبت هایی در پشت آنهاست.

شما وقتی برای کسی داستان می گویید مناسبت هایش را از زبان قهرمان داستان رعایت می کنید. در آن لحظه ی خاص اقتضا داشته که آن حرف از زبان آن قهرمان زده شود. قهرمانان شاهنامه کسانی هستند که غلیان احساسی دارند. همیشه با استدلال منطقی و حسابگرانه حرف نمی زنند . اما واقعیت آن است که زنان شاهنامه با شخصیت ترین و آراسته ترین زنان را در کل ادبیات فارسی تشکیل می دهند.

شما کتاب دیگری را پیدا نمی کنید که اینقدر از زنان برجسته از جهات مختلف، نظیر رودابه، سیندخت، تهمینه، فرنگیس و منیژه و دیگران نشان داشته باشد. با اوصافی که فردوسی از این زنان دارد، در هیچ کتابی اینقدر مقام زن بالا گرفته نشده و در هیچ کتابی زن اینقدر از جهات مختلف قابل احترام نیست.

کاری از گروه ادبیات و فرهنگ باحجاب

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.