از دختران جسور و موفق تا دختران ترشیده در رمان های خارجی

به بهانه روز قلم ؛ بررسی نوع اثر گذاری رمان های کلاسیک خارجی

کد خبر: 10203
تاریخ انتشار : تیر ۱۱, ۱۳۹۳

رمان هایی مثل بربادرفته، ربکا ، غرور و تعصب، دختر عموی من راشل و…. نام آشنایی برای دهه ی ۶۰ و ما قبل آن است. این رمان ها که اغلب داستان شان در فضایی واقعی اتفاق می افتد، قهرمان هایش زنان هستند.

زنان در این رمان ها بیشتر از آنکه زیبا باشند نمادی از جسارت و بلند پروازی بودند. بلند پروازی که گاه مثل اسکارلت بربادرفته به بی حیایی و اغواگری برای رسیدن به آرزوهایش می انجامید و گاه مانند دخترکان داستان های جین آستین تنها در حد یک ازدواج موفق با مردی ثروتمند و خوش چهره بود.

ولی آنچه که مهم است سیر تفکری است که اینگونه رمان ها هر یک در ذهن مخاطبین شان که اغلب زنان و دختران جوان بودند، باقی می گذاشت.

برای مثال در رمانی مثل بربادرفته، شخصیت اصلی داستان دختری به نام اسکارلت است که به نوعی مرز بین زنان سنتی مذهبی و زنان به اصطلاح مدرن امروزی را مشخص می کند. این دختر مادری دارد که نمادی از نجابت، وفاداری، صبر و رفتارهای خانومانه است. اسکارلت در طول داستان همیشه از اینکه شبیه مادرش نیست ناراحت است و آرزو می کند، روزی مثل مادرش بانویی به تمام معنا بشود ولی سرانجام  داستان به این سمت حرکت می کند که این آرزو یک فکر پوچ و تو خالی بیشتر نبوده، که برای زنان گذشته هم فایده ای نداشته است! و تمام کارهایی که اسکارلت انجام داده است کارهای دلیرانه و ارزشمندی بوده است!!!

تأثیر رمان

این موضوع در طی داستان ذره ذره در فکر مخاطب به وجود می آید و باعث می شود تمام علامت سوال های رفتاری اسکارلت را در ذهن مخاطب جوان از بین ببرد و باعث شود او برای دختران تبدیل شود به نماد یک زن جذاب که از هر راهی همیشه پیروز است. همین امر موجب می شود، رفتارهای فریبکارانه اش هم، دیگر مثل قبل زشت و ناجوانمردانه به نظر نرسد!

نکته ی قابل توجه در چنین رمانی این است که اکثر دختران داستان که رفتاری برخلاف اسکارلت دارند، یعنی مثل او سعی در طنازی و عشوه گری نمی کنند و لباس های پوشیده تر می پوشند و در یک کلام برای مردان دلفریبی نمی کنند لقب “دختران ترشیده” را دارند! طبق چنین تفکری در این رمان ها ذهن مخاطب به سوی “دختران بازنده” هدایت می شود. به معنای ساده تر شما یا باید شیفته ی اسکارلت باشید و تصدیقش کنید یا جزو همان دسته ی “ترشیده های حسود” باقی بمانید!

در رمان های جین آستین وضعیت متفاوت است. این نویسنده که به نویسنده ی اخلاق گرا معروف است، مخاطبین مخصوص به خود را دارد که به دختران خوب معروفند… در رمان های این نویسنده همیشه دختران بسیار زیبا و با وقاری وجود دارند که یک مرد جنتلمن، ثروتمند و خوش قیافه عاشق آنها می شود و بعد از رفع سوء تفاهم احتمالی، یک عمر با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می کنند.

Ketab

این رمان ها گرچه در ظاهر بی خطر و جذاب هستند ولی مخاطب خود را از واقعیت و دنیای حقیقی دور می کنند و یک توهم  فانتزی را به جای واقعیت در ذهنش جایگزین می کنند و این شاید به نوعی خطرناک تر از همزاد پنداری با دختران سرکش و بی پروا باشد چرا که دلیل و علت اصلی خوبی و نجابت را در یک ازدواج موفق خلاصه می کند حال اگر آن مرد رویایی پیدا نشود، تکلیف نجابت چیست؟

ولی در این بین دسته ی سومی هم وجود دارد که شامل رمانهایی مثل رمان های شارلوت برونته است. در این رمان ها( جین ایر، شرلی، ویلت) قهرمانان زن به هیچ وجه دخترانی جذاب و خوش قیافه نیستند که مردان با یک نگاه عاشق آنها می شوند ولی چیزی که باعث قهرمان شدن این دختران است درونیات قلبی و روح با ایمان و مهربان آنهاست این دختران همه انسان هایی مذهبی و اخلاقگرا هستند که با امید به خداوند و سعی و تلاش موانع را از پیش رو بر می دارند و در نهایت داستانشان نه با یک پایان فانتزی و رویایی که با یک سرانجام واقعی اما زیبا و امیدوارانه رقم می خورد.

Sans titre_108.preview

به هر حال انواع و اقسام رمان های خارجی موجود در بازار کتاب و اقبال قشر نوجوان و جوان و به تبع آن بزرگسال برای خریدن و خواندن این رمان ها منکر شد ولی تنها کاری که می توان انجام داد ، باز کردن دریچه ای متفاوت در نگاه به محتوای این رمانهاست که فرد با یک دید باز و جامع و فعال اقدام به خواندن این دست رمانها کند تا آسیب های احتمالی کاهش یابد، هرچند که اثرات خواندن و همزاد پنداری این رمانها در طولانی مدت در خوانندگان عادی و عامی غیر قابل پیشگیری است، که در مطالب بعدی به آن اشاره می کنیم.

                                                                                                                 پایان قسمت دوم

                                                                                                                    ادامه دارد…

کاری از گروه ادبیات و فرهنگ باحجاب

  • ارسال نظرات
  • نظرات بینندگان

دیدگاه

  1. زینب گفت:

    من بر باد رفترو خوندم اونم نسخه انگلیسیش اصلا همچین چیزی نیست که دختر های مقابل اون دختر ترشیده باشن مثل همسر اشلی که قلب پاکی هم داشت و اشلی در واقع انو دوست داشت نه اسکارلت !همچنین در اواخر داستان خواننده متوجهه میشه که اسکارلت اشتباه کرده و عشقو رو باید بین روابط خودشو همسرش جستجو میکرده لطفا متونی که میگذارید رو با دقت نگارش کنید وخوانندگانتون روابله فرض نکنین

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.

دیدگاه

  1. زینب گفت:

    من بر باد رفترو خوندم اونم نسخه انگلیسیش اصلا همچین چیزی نیست که دختر های مقابل اون دختر ترشیده باشن مثل همسر اشلی که قلب پاکی هم داشت و اشلی در واقع انو دوست داشت نه اسکارلت !همچنین در اواخر داستان خواننده متوجهه میشه که اسکارلت اشتباه کرده و عشقو رو باید بین روابط خودشو همسرش جستجو میکرده لطفا متونی که میگذارید رو با دقت نگارش کنید وخوانندگانتون روابله فرض نکنین

    Thumb up 0 Thumb down 0

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.